گر تو هَم از در خو برانى * كيست رحم آورد بر ندايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
يا رَب از من گداتر كه باشد * يا ز من بينواتر كه باشد
يا زمن پر بلاتر كه باشد * من سَراپا فقير و گدايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
جهل من حاملم شد بطغيان * غفلتم كرد وادار عصيان
جرئتم داد اغماضِ رحمن * ورنه من كى بجرم آشنايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
گرنه عصيان ز جهل است پاگير * هيچ عاقل ستيزد به جان گير
يا ستيزد گرفتار زنجير * اى خدا عفو كن جهلهايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
گر كه عصيان و طغيان نمودم * گر كه بر خويش خسران نمودم
خود مقرّم كه كفران نمودم * حاليا نادم از كردههايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
گر كه از جهل و از غفلتم بود * يا كه از حرص و از شهوتم بود
هرچه بودى كه بر خيبتم بود * حال بنگير بدستِ دعايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
هرچه كردم كنون عذر خواهم * شرمسارم ز جُرم و گناهم
هان بزارى و افغان و آهم * رحم كن بر من و نالههايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ
خود بخواندى همه عاصيان را * وعده دادى همَه تائبان را
كرداى عهد عفو و امان را * من همان تائب ذو الخطايم
ايخدا من گدا من گدايمالخ