تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
گرچه عصيانم از حدّ گذشته * مستحقّ عقابم ز كِشته
دست جرمم چنين سلك رشته * چون كنم كز تو دل بر رجايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
با همه ضعف ، از هر خطائى * كرده‌ام باز از بيحائى
بر درت رانده دست گدائى * بو العجب سائلى بيحيايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
ايخدا منكه غَرق گناهم * از گنه بر درت روسياهم
ده پناهم كه من بىپناهم * عذر خواهم بپوشان خطايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
گرچه عهد ترا من شكستم * باب لطف تو بر خويش بَستم
گر نگيرى خدايا تو دستم * هم سَرَم رفته همه دست و پايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
من كيم تا كه قهرم كنى تو * از در لطف نَهرَم كنى تو
دوزخ آماده بهرم كنى تو * گرچه من مستحقّ جفايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
من چيم تا تو با من ستيزى * يا تو با من كنى تند و تيزى
يا بحشر آبرويم بريزى * من كه در جنب تو بىبهايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
من كيم تا تو ز جرم نمائى * از در لطف حَجرم نمائى
يا ز تأديب هجرم نمائى * گر چه من بيوفايم ، گدايم ايخدا من گدا من گدايم‌الخ
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 145 | الشيخ محمد جواد الخراساني