تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 123

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٢٣
36 سرود مجلس جمشيد گفته‌اند اين بود * كه جام باده بياور كه جم نخواهد ماند
آيا در مجلس جم هم درس عشق و بحث از ولايت بوده بلكه در جاى ديگر خودش تصريح كرده .
37 ساقى بيا كه دور گل است و زمان عيش * پر كن پياله و مخور اندوه بيش و كم ايدل تو جام جم مطلب جام مى طلب * كاين بود قول مطرب و دستانسراى جم
ديگر در آن غزل در بيت اولش طعنه بر خانقاهيان دارد كه در پنهان شراب ميخورند چنانچه گفته :
صوفيان جمله حريفند و نظر باز ولى * زين ميان حافظ دلسوخته بد نام افتاد به خاك پاى صبوحى كنان كه تا من مست * ستاده بر در ميخانه‌ام بدربانى به هيچ زاهد ظاهرپرست نگذشتم * كه زير خرقه نه زنار داشت پنهانى
و ديگر از بيت سوم آن غزل بوى كفر و انكار ميآيد مانند غزل شماره 24 كه در ترغيب بر شراب بآئين زردشتى متشبث شده و امر به ترك ياد از عاد و ثمود كه موجب خوف از عذاب و عقاب است نموده در اينجا نيز متشبث به عمل جمشيد شده و از انديشه عقاب و وسوسهء عذاب تسفيه مىكند . كه آگه است كه كاوس الخ و معنى اين ، انكار معاد و برزخ است و قالوا ءاذا متنا و كنا تراباو عظاما ءانا لمبعوثون ، پس اگر كسى بگويد كه در آن بيتش
( آه اگر از پى امروز بود فردائى )
كه ذكرش ميايد تشكيك در بعث و معاد است بى جا نگفته ، ايخوانندهء عاقل تامل كن كه حافظ در باب ترغيب بر شراب چگونه بر حسب موارد و مقتضيات مقامات بانحاء مختلف سخن گفته تا آخرين عقيدهء باطنى خود را در اين غزل 35 ظاهر كرده ببين كه گاه ميگويد .