تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 120

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٢٠
عامه سودبخش است هنوز نفهميده مانند پيروانش و مانند همسرانش كه رحمت عامه در دنيا است كه بر همه يكسان است و اما در آخرت رحمت ، خاصهء اهل ايمان است . ان رحمت اللّه قريب من المحسنين و هم ندانسته مانند يارانش كه اتكاء برحمت براى كسى است كه مصر به معصيت نباشد يا معصيت را باتكاء غفران و رحمت نكند كه در اين صورت مستحق حرمان و خسران است . و لا يغرنكم باللّه الغرور و قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودات و غرّهم فى دينهم ما كانوا يفترون . حافظ اگرچه بزعم خود حافظ قرآنست ولى مانند يارانش از فهم قرآن در حرمان است :
25 بعزم توبه سحر گفتم استخاره كنم * بهار توبه شكن ميرسد چه چاره كنم سخن درست بگويم نميتوانم ديد * كه مىخورند حريفان و من نظاره كنم بتخت گل بنشانم بتى چو سلطانى * ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره كنم چو غنچه با لب خندان بباد مجلس شاه * پياله گيرم و از شوق جامه پاره كنم مرا كه نيست ره رسم لقمه پرهيزى * چرا ملامت رند شراب خواره كنم
بيسواديش را ببين كه براى ترك شراب ميخواهد استخاره كند با آنكه خودش گفته در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست . معلوم مىشود ترك شراب راخير نميدانسته باز بيچارگى عقلش را ملاحظه كن كه چون دستش بمجلس شاه نميرسد قانع شده كه بتى بنام سلطان بسازد و از گل و سوسن به روى بريزد و تاج و طوق برايش بسازد و در حضور او به ياد مجلس شاه باده بنوشد . ايخواننده عاقل آيا مىشود اينها را حمل بر عشق و ولايت كرد
26 سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش * كه دور شاه شجاع است مى دلير بنوش