اينحديثم چه خوش آمد كه سحرگه ميگفت * بر در ميكدهء با دف و نى ترسائى
گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد * آه اگر از پى امروز بود فردائى
راجع به بيت اخير خواهد آمد و اما بيت دوم را از مريدان حافظ بپرسيد چه معنى دارد ، عشق و ولايت هم شرطش روى بزم آراست نظيرش نيز گفته :
51 نغز گفت آن بت ترسا بچه بادهفروش * شادى روى كسى خور كه صفائى دارد
حافظ در باده نوشى نه تنها پيروى از پير مغان ميكرده بلكه از ترسا بچه نيز شنوائى داشته و اين گفته را همواره در گوش داشته و لذا باده نوشيش بسيار با شاهان و وزيرانه و مغبچگان بوده و يا به ياد ايشان بوده در باب سلاطين و وزراء ذكرش خواهد آمد و از آن جمله
52 بده ساقى شراب ارغوانى * به ياد نرگس جادوى فرخ
53 ميدمد صبح و كله بسته سحاب * الصبوح الصبوح يا اصحاب
ميچكد ژاله بر رخ لاله * المدام المدام يا احباب
ميوزد از چمن نسيم بهشت * خوش بنوشيد دايما مى ناب
مدام نام شراب است و همچنين صبوح شراب سبحانه را گويند و غبوق شراب عصرانه و شامانه و از جمله كه بعنوان صبوح گفته
54 در شب قدر ار صبوحى كردهام عيبم مكن * سرخوش آمد يارو جامى بر كنار طاق بود
55 با شاهد شوخ شنك و با بر بطونى * گنجى و فراغتى و يك شيشه مى
چون گرم شود ز باده ما را رك و پى * منت نه بريم يك جو از حاتم طى
و اما آنچه بزعم خود در خواص و آثار شراب گفته حتى آثار روحانى