تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
عشق از آن روز كه با ما سر سودا بگذاشت * بُرد از ما سر و سامان و دل و سينه و جان ديگر از ما چه توقع كند اين مردم دهر * ما نه در بند حياتيم چه در بند كَسان بگذاريد مرا با سخن دوست همى * نصف عيش دل عاشق بُوَد از وصفِ بيان ما ، زر و زيور دنيا به شما بخشيديم * پس ببخشيد به ما مسجد و اين آه و فغان به جز از مدرسه و صحبت هم‌كيش ، جواد * مَطَلَب تا رسَدَت وصل به معشوق جهان
* * *
دل اگر از هجر دوست مىكند افغان * چاره چه دارد كه جان سپرده به جانان از پى جانان هر آن چه ناله كند دل * ناله نكرده است جز كه بر اثر جان جان چو ز جانان جدا نشد به حقيقت * خواهش جانان جان يكيست نه اثنان روح محبت به نزد مردم دانا * مايِز انسان بود ز فرقهء حيوان روح حيات بشر كه جان شده نامش * حب به جانان بود كه تا شود انسان