تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
دم از كمال عشق مزن كاذب آن بود * گويد كه اين لباس شهامت به بَر كنم نبود مرا چه مرتبه عشق خويش را * با ذره‌اى ز پرتو او مفتخر كنم از عشق اى جواد همان بس كه عمر را * صرف فغان به روز و به شام و سحر كنم
* * *
نشد دمى كه دل دوست را به دست آرم * رضاى خاطر او آن چنان كه هست آرَم به هيچ وجه ميسّر نشد اطاعت او * چنانچه رسم اطاعت ز بنده است آرَم چه سعيها بنمودم كه در محبت او * رسوم مهر كه شرط محبت است آرَم فرايضى كه بُوَد شرط مهر ، آسان نيست * چنين فريضه مرا كى ز قدرت است آرَم من از مجاهدهء نفس عاجزم چه رسد * كه امر دوست بدانسان كه خدمت است آرَم هر آن چه از پى تحقير نفس كوشيدم * نشد كه صولت او را كمى شكست آرَم هزار جهد نمودم كه بلكه بتوانم * كه نفس را ز هواى بلند پست آرَم