ما را ز دوست شكوه نباشد كه تاكنون * ننموده ترك لطف و نه قطع نظر هنوز
اين اضطراب ما ز جفا نيست العياذ * از ما جفا شدى و نه از وى جفا هنوز
داريم اضطراب از آن رو كه ماندهايم * محروم از نظر به رخ منتظر هنوز
در حسرت جمال مه برج اعتدال * مرديم و نيستى خبرى از قمر هنوز
آرى جواد را نبود جز وصال دوست * هر چند نيست قابل اين مفتخر هنوز
قافيهء ( س )
اى حجت صاحب زمان اى پادشاه انس و جان * اى ملجأ درماندگان از جور دوران الامان
اى دادرس ! اى دادرس !
اى والى ملك وجود اى عالم غيب و شهود * اى مظهر قهر ودود اى تيغ حق بشتاب زود
اى دادرس ! اى دادرس !
اى وارث خير البشر عالم پر است از جور و شر * خيرى نبينم در بشر از شرْ چه زايَد غير شر
اى دادرس ! اى دادرس !