اى جواد آن چه تو گفتى همه صدق است ولى * جهل را اين سخنان هيچ مداوا نكند
* * *
اى مهر ولاى تو بُوَد پايهء توحيد * مدح تو بود مدح خدا نَعْت تو تمجيد
حب تو در ايمان بُوَد اصلو دگرش فرع * سرمايهء ملك ابد و دولت جاويد
ذات تو بود اصل وجود همه مشتق * زين رو نكند ذات تو را عاقله تحديد
ذات تو چو حق درخور فهم احدى نيست * مصنوع ز صانع نتوان مرتبه فهميد
گر نيست وجود تو مجرّد ز تجسم * هر ذات مجرد شده از دست تو تجريد
تو مظهر كلّى كه ظهور همه اسماء * زاشراق صفات تو كند جلوهء توحيد
همچون احد از بهر تو همتا نبود هيچ * معلول كجا همسر علت بتوان ديد
چون مجمع اسما و صفاتش تو شدى حق * بهر تو ولايت به همه خلق پسنديد
چون بر همه اشياء تويى مبداء و مصدر * كافر بُوَد آن كس به تو شك آرد و ترديد