تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
ناگهان عشق برادر به دل زينب زد * گفت ترسم كه حسين ، رخت ز دنيا گيرد شد روان صيحه زنان وا ولدا گويان بود * تا به خود جذب و دل از بُهْت تسلّى گيرد كاش آن بىبى عالم فِكَنَد سوى جواد * نظرى تا همه غمها ز دل ما گيرد
* * *
دل عاشق به جز از دوست به كس خو نكند * جز ز بوى گل رويش ز گلى بو نكند حسن محبوب كند جلوه اگر بر دل او * آرزويى دگر از طلعت نيكو نكند نشناسد به جز از درگه محبوب درى * پى حاجت به جز از وى به كسى رو نكند گر ببارد به سرش تير بلا در ره دوست * شِكوِه از گردش اين دهر جفا جو نكند گر به رويش متراكم شود امواج هجوم * جز غم دوست ملالى به دل او نكند مىرسد لطف اگر از در محبوب شبى * روى چون عابد لبنان به ديگر سو نكند چو جواد آن كه به مهدى بدهد دست خلوص * سخن مرشد ديگر به ترازو نكند
* * *