ليك حق ، هر چيز را حَدّى نهاد * چون بلا بر حَدّ رِسَد شُد وقت داد
هم بشر بالطبع محدود القُواست * طاقتش بر صبر تا حدى به جاست
چون كه از حد بگذرد نيشِ بلا * پاره سازد بند صبر مبتلى
يا ولىَّ اللَّه ، الْغَوْث النَّجاة * لَيسَ لى إلّاإلَيكَ الْمُلْتَجى
يا غِياثى يا وَلِيّىّ فى الْامُور * يا رَجائى عِندَ أبوابَ الشَّرور
شيشهء صبرَم ز مِحنَتها شكست * قُوَّتَم بر بُردبارى رخت بست
صبر كردم بيش بر بارِ گران * ناتوانم از تحمل ، الأمان
چون ولىّ هستى تو بر من لاجَرَم * صِدق گفتارم بِدانى بيش و كم
از خدا مىخواه كشف اين بلا * درد ، بس باشد ، بگو سازد دوا
يا تحمل بيش كن يا درد كم * يا فَرَج بخشاى يا بِزداىْ غم
من نه ايّوبَم نه يعقوبم نه نوح * رنجكش آخر همى خواهد فتوح
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٢٤