تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
حجت حق بر تو نشد منتهى * آيهء تَمَّت دهدش آگهى هر كه نباشد به ولايت مقيم * جايگَهَش نيست به غير از جحيم روح ندارد عملش چون عدوست * مغز ندارد همه قشر است و پوست ما همگى بنده ، تو مولاى ما * نيست به غير از تو تَوَلّاى ما دست ولايَت به تو داديم و بس * رهبر ما نيست به غير از تو كَس ما همه جُنديم و تو سلطان ما * ما همه جسميم ، توئى جان ما حيف كه غايب ز نظرها شدى * از بَرِ ما رفتى و تنها شدى غيبِ تو ما را همه بىجان نمود * هجر تو دلخون و پريشان نمود از پسِ تو ما همه بىكس شديم * خوار به چشمِ همه ناكَس شديم بى تو دل آزرده و افسرده‌ايم * همچو يتيمان ، پدر مرده‌ايم ما همه چون گلهء بى صاحبيم * رُو سوىِ ما كُن كه شبان طالبيم