يا رب اين هجر كجا بود كه شد قسمت ما * اين چه درديست كه هرگز نكند هجرت ما
از چه ما را به بلا سهم چنين سوزان شد * ساختندى مگر از جنس بلا طينت ما
هيچ سوزندهتر از هجر نباشد به جهان * ما چه كرديم كه با هجر شدى نسبت ما
هر كسى شربتى از جام بلا مىنوشد * ليك اين زهر هلاهل بشدى شربت ما
بهر هر درد علاجى است ولى درد فراق * بىعلاج است چنين درد شدى آفت ما
اين چه درديست كز آن روز كه بنمود حلول * در دل ما ندهد هيچ دمى راحت ما
يا رب اين عمر كه در هجر تمامش بگذشت * پس چه روز است كه توفيق دهد وصلت ما
غم مخور خواجه گر امروز نه بينم رخ دوست * بينمش عمرِ ديگر ، سير ، گَهِ رجعت ما
عجب از آن كه زما مىطلبد عيش و نشاط * با چنين درد كه هرگز ندهد فرصت ما
گر نبينى به لبم خنده مرا عيب مگير * تو چه دارى خبر از ، اين دل پر حسرت ما
آتش هجر كم از آتش سوزان نبود * تو نبينى كه چه سان سوخت همه شهوت ما
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 12
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٢