تفويض چيست ؟
همانطور كه پيش از اين اشاره كرديم مراد از تفويض در اين بحث ، غير از تفويض در امور تكوينى ، به معناى اختيار تام انسانها در مقابل جبر است - همانكه در روايت مشهور فرمود :
« لا جبرَ ولا تفويضَ بَلْ أمرٌ بينَ الأمرين »
- بلكه مراد ما در اين جا تفويض تشريع ، به معناى واگذارى قانون گذارىهاى شرعى به پيامبر اكرم ( ص ) و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) است .
علامه مجلسى ( قدس سره ) شش احتمال در معناى تفويض به طور كلى طرح كرده است ، كه در اين جا به نقل و بررسى آنها مىپردازيم « 1 » .
نخست : تفويض در آفرينش ، خلق ، رزق ، تربيت ، زنده كردن ، ميراندن و . . . ؛ كه اين مفهوم از تفويض به دو قسم قابل تصور است :
يكى اينكه امور تكوينى به آن حضرات تفويض شده باشد ، به اين معنا كه كارها را با قدرت و اراده خويش انجام مىدهند ، و فاعل حقيقى اين كارها هستند ، و خدا در آن نقشى ندارد ، گويا خداوند امر را به ايشان سپرده ، و خود در كنارى نشسته است . علامه مجلسى ( قدس سره ) حكم به كفر قائلين به اين نظر كرده است « 2 » .
قسم دوم اينكه امور تكوينى به آن حضرات تفويض شده باشد ، به اين معنا كه خداى متعال مقارن با اراده ايشان اين كارها را انجام مىدهد ، و همه اين كارها با قدرت الهى ، مقارن با اراده ايشان روى مىدهند ؛ كه اگر چه عقل با اين مفهوم مخالفتى ندارد ، ولى روايات بسيارى اعتقاد به آن را در غير معجزه منع كرده است .
هامش
( 1 ) - " مرآة العقول " ، ج 3 ، ص 142 به بعد ؛ و " بحار الأنوار " ، ج 25 ، ص 300 به بعد .
( 2 ) - مرآة العقول : ج 3 ، ص 143 .