مَا لَمْ نَقُلْهُ فِي أَنْفُسِنَا اللَّهُمَّ لَكَ الْخَلْقُ وَمِنْكَ الرِّزْقُ وَإِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اللَّهُمَّ أَنْتَ خَالِقُنَا وَخَالِقُ آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ وَآبَائِنَا الْآخِرِينَ اللَّهُمَّ لَاتَلِيقُ الرُّبُوبِيَّةُ إِلَّا بِكَ وَلَاتَصْلُحُ الْإِلَهِيَّةُ إِلَّا لَك . . . » « 1 »
كه حاصلش اين است كه من برائت مىجويم از كسانى كه به ما چيزى را كه حق نيست نسبت مىدهند .
اعتقاد به غلو از آغاز دوران غيبت مورد توجه علما قرار گرفته ، و به خصوص شيخ صدوق سخنان قابل توجهى در اين ارتباط دارد .
در زمان ما هم حدود 30 ميليون نفر از مردم سوريه و تركيه و ايران و عراق و . . . معروف به علوى هستند كه در ايران آنها را با نام على اللهى « 2 » مىشناسند . اين افراد نوعاً نماز نمىخوانند و روزه نمىگيرند ؛ و حتى اگر كسى نماز بخواند مىگويند سنّى شده است !
علماى شيعه نسبت به اين نوع مباحث مسئول هدايت مردم هستند ، و بايد پاسخ گوى شبهات مطرح شده از طرف اين فرق باشند .
البته بايد اين نكته را اضافه كنيم كه غلوّ مراتبى دارد . نادرى از قدما حتى اعتقاد به اينكه ائمه اطهار ( عليهم السلام ) عالم به غيب هستند را مرتبهاى از مراتب غلوّ مىدانستند ، در حالى كه به تعبير آيت الله خويى ( قدس سره ) در اين صورت همه شيعيان غالى هستند !
آن چه از معناى تفويض تا اينجا عرض شد ، تفويض در امور تكوينى است . نوع ديگرى از تفويض هم در تاريخ وجود داشته و دارد ، كه ناظر به امور تكوينى نيست ، بلكه مربوط به تشريع است . مورد بحث ما در اينجا تفويض در تشريع مىباشد .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 343 ؛ و مضمون آن در كتاب اعتقادات شيخ صدوق ، ص 97 آمده است .
( 2 ) - اعضاى اين فرقه در ايران با نام هاى " على اللهى " ، " گوران " ، " اهل حق " ، " يارسان " و . . . معروف هستند .