تاريخچه اعتقاد به تفويض
تفويض به اين معناست كه خدا امورى را به ديگرى بسپارد . معتقدان به تفويض را مفوّضه مىنامند . در طول تاريخ ، مفوضه و غاليان اغلب ارتباط نزديكى با هم داشتهاند ، و گاه اعتقاد به غلو و تفويض پيروان مشتركى داشتهاند . نسبت اعتقاد به غلوّ به اعتقاد به تفويض ، عموم و خصوص است ، يعنى ممكن است كسى غالى باشد ولى تفويض را قبول نكند ، ولى همه مفوضه را مىتوان غالى ناميد « 1 » .
در زمان رسول خدا ( ص ) هم مفوّضه و غاليانى وجود داشتهاند « 2 » . البته تعداد قائلين به غلو در زمان رسول اكرم ( ص ) كم بوده ، و گرايش به نظريه غلو در زمان اميرالمؤمنين ( ع ) شدت يافته است ، تا جايى كه حضرتش فرمود :
« يهلك فيَّ إثنان : محبٌّ غالٍ ومُبغِضٌ قال » « 3 » .
اعتقاد به اين نظريه ، نه تنها در زمان ائمه اطهار ( عليهم السلام ) ادامه يافت ، بلكه تبديل به يك جريان شد ، به گونهاى كه گروه قابل توجهى از اصحاب اهل بيت ( عليهم السلام ) ، رسماً قائل به تفويض بوده ، و حتى برخى از ايشان معتقد بودهاند كه ايشان معبود هستند .
در " بحار الأنوار " آمده است :
هامش
( 1 ) - در روايتى از امام رضا ( ع ) نقل شده كه فرمودند : " الغلاة كفّار والمفوّضة مشركون . . . " ( بحار الأنوار : ج 25 ، ص 273 ، ح 19 ) .
( 2 ) - در روايتى آمده كه مردى خدمت رسول اكرم ( ص ) رسيد و عرض كرد : " السلام عليك يا ربّى ! " كه آن حضرت او را از اين اعتقاد بر حذر داشتند . ( بحار الأنوار : ج 25 ، ص 297 ، ح 61 ) .
( 3 ) - بحار الأنوار : ج 25 ، ص 285 ، كتاب الإمامة ، باب نفى الغلوّ فى النبى والأئمه ( عليهم السلام ) ، ح 36 .