تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
كَثِيرَةٌ »
و يا
« فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً »
. همچنين در روايات ما استعمال اين كلمه در معناى عام بسيار داريم ؛ مثل « من له الغُنم فعليه الغرم » ، و يا « غنيمة مجالس الذِكر الجَنّة » . در فصل پيشين فرامين حكومتى و كلمات و نامه‌هاى فراوانى از رسول خدا ( ص ) آورده شد كه واژه غنيمت مورد تعلق خمس ، جز با معناى عام آن قابل تفسير نبود . اين معنا به تدريج در اذهان تغيير كرد و به آن چيزى اختصاص يافت كه در جنگ از كفار گرفته مىشود . اين معناى خاص ، در استعمالات قرآنى و روايى جايى ندارد ، و جز به خواست عده‌اى كه در دوران خلفا خواستند احكام را تحريف كنند ، حمل بر آن شده است . در اين فصل گذشت كه قرطبى و ديگران در تفاسير خويش با آن كه اعتراف دارند كه غنيمت در لغت شامل غير غنائم جنگى هم هست ، ولى به دليل وجود اجماع ادعايى گفته شده است كه واژه غنائم در آيه 41 سوره انفال به غنائم جنگى اختصاص دارد ! و اما موضوع سوم در اين فصل بيان فرق " خمس " و " زكات " اصطلاحى است . سؤال اين است كه فرق بين اين دو ماليات اسلامى در چيست ؟ و در پاسخ گفته شد خمس سهم رياست جامعه - يعنى رسول خدا و اهل بيت ايشان ( عليهم السلام ) از درآمدهاى حاصل در آن جامعه است ، تا با آن امور حاكميتى را رتق و فتق كند ، و البته زندگى شخصى اش نيز با همين تأمين مىشود . به عبارت ديگر خمس سهمى است كه قبل از تعلق مالكيت مردم بر اموال از آن خارج است ، و لذا قرآن مىفرمايد :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ . . . »
يعنى مقدار خمس درآمد ، از ابتدا داخل اموال مردم نمىشود تا از آن خارج گردد .