آيت الله خويى ( قدس سره ) در بحث خمس خويش به اين موضوع اشاره كرده است . ايشان مىگويد : « ثمّ اعترف القرطبي في تفسيره ، و كذا غيره ، بشمول لفظ الآية لعموم الفوائد والأرباح ، غير أنه خصّها بغنائم دار الحرب من أجل الإجماع الذي ادعى قيامه على ذلك . » « 1 » يعنى قرطبى و ديگران در تفاسير خويش با آنكه اعتراف دارند كه غنيمت در لغت شامل غير غنائم جنگى هم هست ، ولى به دليل وجود اجماع ادعايى گفته است كه واژه غنائم در آيه 41 سوره انفال به غنائم جنگى اختصاص دارد .
حاصل كلام آن كه آيه چهل و يكم از سوره انفال دلالت دارد كه به هر آن چه انسان بدست آورد خمس تعلق پيدا مىكند ، چه از جنگ باشد و چه از غير آن ، مثل تجارت ، گنج و معدن و . . . ؛ و اين معنا حتى امثال جوايز و ارث را نيز شامل مىشود ، الا اين كه در جاى خود ثابت است كه مصاديق اخير به دليل شرعى خارجى از پرداخت خمس استثنا شدهاند .
روايات بسيارى نيز اين شمول و عموم را در معناى واژه " غنيمت " تأييد مىكند كه به عنوان شاهد و براى اختصار به نقل يك روايت از انبوه روايات مىپردازيم ، و آن را شرح مىدهيم .
شيخ كلينى ( قدس سره ) اين روايت را نقل مىكند :
« محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن محمد بن سنان « 2 » عن عبدالصمد بن شبير عن حكم - مؤذن ابن عيسى - قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قوله تعالى :
" أَنَّما
هامش
( 1 ) - مستند العروة الوثقى : كتاب الخمس ، ص 195 حاشيه خمس فاضل المؤونة .
( 2 ) - بر او به اعتبار غلو اشكال مىكنند ولى چون غلو ايشان به حدى نيست كه ائمه را معبود بداند اشكال براى ما ثابت نيست پس او را ضعيف نمىدانيم . ( استاد ) .