اين سخنان آشكارا تغيير و تحولاتى را كه در معناى غنيمت پيدا شده است نشان مىدهد .
از " تهذيب اللغة " أزهرى ، و " القاموس المحيط " فيروزآبادى و ديگران نيز در بيان معناى واژه " غنيمت " همانند سخنان فوق نقل شده است .
حاصل اين كه آن چه از بيشتر لغت شناسان ظاهر مىشود اين است كه غنيمت به معناى دستيابى به هر چيزى است ، و از اين باب است كه گفته مىشود : « من له الغُنم فعليه الغرم » ، و در روايت آمده است كه
« غنيمة مجالس الذِكر الجَنّة »
. بنابراين ، اصل در استعمال واژه " غنيمت " غنائم جنگى نيست ، بلكه پس از نزول آيه است كه چنين ذهنيتى پيدا شده ، و اين معنا چنان تبليغ شده كه در بعضى كتابهاى تفسيرى همچون " المنار " تنها معناى غنائم جنگى را در تفسير آن مىآورند ؛ در حالى كه مراجعه به آيات ديگر قرآن كريم براى ما روشن مى سازد كه در كلام وحى واژه " غنيمت " به همان معناى عام ، يعنى هر گونه سود و منفعت به كار رفته است .
از جمله خداى متعال در سوره نساء مىفرمايد :
« فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ »
« 1 » .
مسلّم است كه در اين آيه ، مقصود از " مغانم " غنيمتهاى جنگى نيست ، چون معنا ندارد كه بگوييم : نزد خداى متعال غنيمتهاى جنگى بسيارى وجود دارد ! پس معلوم مىشود كه معناى واژه " مغانم " در اين آيه ، مطلق سود و منفعت مىباشد .
بسيارى از مفسران اهل سنت ، همچون قرطبى در تفسير خود نيز اين معنا را قبول كردهاند .
هامش
( 1 ) - نساء : 94 .