آن چه معناى مورد نظر از واژه صدقه را در قرآن روشن مىسازد توجه به اين نكته است كه در قرآن كريم هنگامى كه مستحقان صدقه را بر مىشمارد مىفرمايد آن را بايد به هشت گروه بدهيد :
« إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ »
« 1 »
.
مخفى نيست كه اين گروهها همان مستحقان زكات واجب اصطلاحى هستند ، در حالى كه در قرآن كريم از مستحقان زكات سخنى نرفته است .
از همين رو در باب نهم از ابواب زكات كتاب شريف " وسائل الشيعة " در ذكر رواياتى كه زكات را براى بنى هاشم حرام اعلام كردهاند ، مىبينيم چندين روايت نقل شده است كه در غير از يك روايت ، از آن با لفظ صدقه ياد كردهاند « 2 » .
در اين ميان ، تنها يك روايت از ابى خديجه وجود دارد كه در آن واژه " زكات " به كار رفته ، كه ظاهرش معمول به نيست ، و در آن آمده است :
« أعطوا الزكاة من أرادها من بني هاشم فإنّها تحل لهم ، وإنّما تحرم على النبي وعلى الإمام الذي من بعده والأئمة » « 3 » .
مضمون اين خبر چنين است كه زكات براى بنى هاشم حلال است ، جز رسول اكرم و ائمه ( عليهم السلام ) ؛ كه بعضى آن را حمل بر تقيه ، و بعضى هم توجيه كردهاند .
هامش
( 1 ) - توبه : 60 .
( 2 ) - وسائل الشيعة : ج 6 ، ص 187 - 185 ، باب 29 باب تحريم الواجبة على بنى هاشم . . . ح 1 و 2 و 3 و 4 و 6 و 7 .
( 3 ) - وسائل الشيعة : ج 6 ، ص 187 ، باب 29 باب تحريم الواجبة على بنى هاشم . . . ح 5 .