است ، و براى انواع صدقات واجب همچون زكات فطره ، زكات اموال چهارگانه و خمس به كار مىرود .
شواهد و مؤيدات مختلفى بر اين مدعا وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود :
نخست آنكه گفته شد كه معناى لغوى " زكات " ، نمو و بركت مىباشد ، و اين در ماليات به معناى مطلق اعطاى مال مناسب است ، و اختصاص به نوعى از آن ندارد .
دوم آنكه از آيات قرآن كريم چنين بر مىآيد كه اين واژه پيش از اسلام نيز كاربرد داشته است ، چنانكه از زبان حضرت عيسى ( ع ) نقل مىفرمايد كه
« أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ »
« 1 » . بعيد است كه مراد از زكات مورد نظر در دين عيسى ، زكات به معناى خاص آن باشد .
سوم آنكه اين مسلّم است كه حكم زكات به معناى خاص آن - كه در مقابل خمس است - در مكه تشريع نشده بود . با توجه به اينكه واژه " زكات " در سورههاى مكى مثل سوره بيّنة « 2 » مورد استفاده قرار گرفته است ، نمىتوان پذيرفت كه اين واژه در آيات مكى و مدنى به دو معناى متفاوت به كار رفته باشد . پس بايد گفت در همه جاى قرآن مراد از زكات عام است و شامل خمس هم مىشود ، و اختصاصى به زكاتى كه در دين اسلام تشريع شده ، ندارد .
چهارم آنكه در چندين آيه از قرآن كريم عبادت بدنى و مالى در كنار هم به كار رفته و فرموده :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ »
« 3 » كه در آن وجهى براى اختصاص به معناى خاص زكات نيست ، بلكه مقصود از آن همه عبادتهاى مالى است .
هامش
( 1 ) - مريم : 31 .
( 2 ) - بينه : 5 .
( 3 ) - بقره : 43 ، 83 ، 110 ؛ نساء : 77 ؛ نور : 56 ؛ مزمل : 20 .