نداشته باشد ، بيان نشده است . همچنين از فرق ميان اين تفويض با تفويض نادرست و مستحيل ، سخنى نيامده است . بلكه از سخنان آنان و بويژه مرحوم مجلسى قدّس سرّه چنان بدست مىآيد كه اگر ايجاد و مرگ و زندگى و روزى را يكسره به دست كسى جز حق تعالى بدانيم ، اين تفويض است و مدّعى آن كافر است كه هيچ خردمندى در كفر او شك ندارد .
اين بزرگواران « كرامات » و « معجزات » را يكسره از باب پذيرش درخواست دانستهاند و حق تعالى را فاعل واقعى آنها مىدانند ، ولى واگذارى تعليم و تربيت بندگان و تفويض حق بخشيدن يا نبخشيدن « انفال » و « خمس » و تشريع برخى از احكام را به ائمه عليهم السّلام صحيح مىشمارند . و اين موضع از موضوعاتى است كه كمتر دربارهء آن تنقيح شده يا ميزان درستى براى آن گفته شده و بيشتر ، تنها گوشهاى از مسأله مورد بررسى و كاوش قرار گرفته است . »
آنگاه به اختصار به تحقيق دربارهء اين مسأله مىپردازد و مىنويسد :
« بايد دانست كه در « تفويض » به معناى نادرست آن - يعنى مغلوليّت ( بسته بودن ) دست خداوند در كار تدبير و تقدير ، و تأثير ارادهء عبد به گونه مستقلّ - فرقى ميان امور خرد و كلان نيست و همانگونه كه مرگ ، زندگى ، هستى ، نيستى و دگرگونى عنصرها به هيچ موجودى واگذار نشده است ، حركت دادن پركاهى نيز به كسى تفويض نشده است . بلكه همهء موجودات مسخّر اراده كامله حضرت حقاند و هيچگونه استقلالى در كارى ندارند و همه آنها در هستى و در تكامل هستى خود و در حركات و سكنات و اراده و توان ، نيازمند و فقير بلكه فقر محض و محض فقرند .
همچنانكه در امكان انجام كارها بدست مخلوق ، با قيموميّت حق و به گونه غير مستقل و در پرتو نفوذ ارادهء الهى در همهء زمينهها فرقى ميان كارهاى كوچك و بزرگ نيست . همانگونه كه ما بندگان ناتوان بر كارهاى كوچك توانمنديم ، بندگان خاصّ خداوند و فرشتگان مجرّد بر كارهايى سترگ ، همانند مرگ ، زندگى ، روزى ، هستى و نيستى قدرت دارند . و همانگونه كه « فرشته مرگ » مأمور به ميراندن است و ميراندن او از مقوله
ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص١٨٤