منافات نخواهد داشت .
و اين لطفى است از جانب پروردگار به بندگان خالص خويش كه مظهر جلال و جبروت حضرت حقاند و جلوهگاه اسماى حسناى الهى مىباشند .
در آثار و گفتار ائمهء اطهار ، بر اين امر تأكيد شده است ، كه نمونههايى از آن را پس از نقل گفتار بزرگان در اين زمينه مىآوريم .
علّامه مجلسى قدّس سرّه مسألهء « تفويض » را به تفصيل مطرح نموده ، پس از آوردن روايات مربوطه مىگويد :
« تفويض در امر تدبير و رزق و روزى و إحياء و إماته و هرگونه قدرت تصرّف در تكوين به دوگونه قابل تصوّر است :
نخست آنكه اولياى الهى ، استقلالا اعمال قدرت نموده و با اراده و اختيار خويش در تكوينيّات تصرّف نمايند و در حقيقت فاعل اين اعمال ، خود آنان باشند و با قدرت و ارادهء خويش انجام دهند . چنين تصوّرى كفر محض است ، دليلهاى عقلى و نقلى بر نادرستى آن دلالت دارد .
دوم آنكه تمامى اين اعمال كه بر حسب ظاهر به دست اينان انجام مىشود ، اعمالى هستند كه خداوند انجام مىدهد ، ولى با درخواست اولياى مقرّبش انجام مىدهد ، تا شرف و قرب منزلت آنان را روشن سازد .
مانند مرده زنده كردن حضرت مسيح عليه السّلام و از چوب اژدها ساختن موسى عليه السّلام كه به ظاهر به دست پيامبران صورت گرفته ، ولى در واقع درخواست آنان از خدا و به دست تواناى الهى انجام گرفته است و نقش اولياء و انبياء ، تنها دعا و درخواست است و اعمال ياد شده به گونه استقلالى با دست خداوند انجام يافته است .
تحقق اين امر نسبت به انبياى عظام ، جايشبهه نيست . ولى نسبت به اولياى گرامى گرچه دليل بر امتناع نداريم ، ولى دليل اثباتى نيز وجود ندارد و بدون دليل هم نمىتوان در اينباره سخن گفت » « 1 » .
امام راحل قدّس سرّه پس از نقل سخن علامه مجلسى ( اعلى اللّه مقامه ) مىفرمايد :
« هيچيك از وجوهى كه اين بزرگواران آوردهاند ، ميزان و اندازه واگذارى امر به معصومين بهطور مشخص و داراى ضابطه كه با اصول حقّه منافات
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 25 ص 337 .