كيست و چگونه مىانديشيده كه امام عليه السّلام با او چنين برخورد محتاطانهاى نموده !
2 - از « ياسر » خادم امام رضا عليه السّلام روايت شده كه گفت : از امام پرسيدم :
« ما تقول فى التفويض ؟ فقال : إن اللّه فوّض إلى نبيّه أمر دينه . . . فأمّا الخلق و الرزق فلا ، إنّ اللّه خالق كلّ شيئ ،
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ »
« 1 » » « 2 » .
ياسر خادم ، نيز مجهول الهويّه است و معلوم نيست چگونه مىانديشيده و آيا امكان آن بوده كه امام عليه السّلام مطالب را صريحا با او در ميان بگذارد ؟
علاوه كه در يان روايت از تفويض مطلق سخن رفته كه كه با ربوبيّت توحيدى منافات دارد .
3 - در كتاب « احتجاج » از على بن احمد بن دلال قمى چنين روايت كرده است :
ميان گروهى از شيعيان از اينكه آيا خداوند ، امر آفرينش و روزى را به ائمّه واگذار كرده يا نه ، اختلاف نظر افتاد . دستهاى آن را ناممكن دانستند ، با اين استدلال كه موجودى كه خود جسم است و نيازمند است ، چگونه مىتواند آفرييش كند يا روزى دهد . دسته ديگر گفتند خداوند اين توانايى را به آنان داده است و امر آفرينش و روزى را بدانها واگذار كرده ، دامنهء اختلاف بالا گرفت . كسى در اين ميانه به آنان گفت : چرا به « محمد بن عثمان » نماينده خاص امام غائب رجوع نمىكنيد ، تا پاسخ درست را از اين طريق دريافت داريد . آن گروه به اين امر رضايت دادند و نامهاى به محضر مقدس امام عليه السّلام چنين پاسخ آمد :
« إنّ اللّه تعالى هو الذى خلق الأجسام و قسّم الأرزاق ، لأنه ليس بجسم و لا حالّ فى جسم ، ليس كمثله شيئ و هو السميع البصير . فأمّا الأئمة عليه السّلام فإنّهم يسألون اللّه تعالى فيخلق ، و يسألونه فيرزق ، إيجابا لمسألتهم ، و إعظاما لحقّهم » « 3 » .
خداوند خود آفريننده و روزىدهنده است ، زيرا او نه جسم است و نه در
هامش
( 1 ) . روم 30 : 40 .
( 2 ) . بحار الانوار ج 25 ص 328 .
( 3 ) . بحار الانوار ج 25 ص 329 .