تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
« علّمنى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله ألف باب من العلم ، يفتح لى من كل باب ألف باب » « 1 » . مقصود از هزار باب علم ، همان معيارهاى كلّى دينى است كه زيربناى هزاران حكم و مسأله شرعى مىباشد . بويژه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله دستور داشت تا على عليه السّلام را تربيت كند و اسرار الهى را به او بياموزد و خود در اين زمينه به على عليه السّلام فرمود : « إنّ اللّه أمرنى ان أدنيك و لا أقصيك ، و أن أعلّمك و لا أجفوك . فحقيق عليّ أن أعلّمك ، و حقيق عليك أن تعى » « 2 » . خداوند مرا دستور داده تا تو را به خود نزديك كنم و دور ننمايم ، و تو را تعليم دهم و چيزى را از تو دريغ ندارم . پس بر من شايسته است تا تو را آموزش دهم ، در اين‌باره مىگويد : « و ما ترك شيئا علّمه اللّه من حلال و لا حرام ، و لا أمر و لا نهى ، كان او يكون ، و لا كتاب منزل على أحد قبله من طاعة أو معصية ، إلّا علّمنيه و حفظته ، فلم أنس حرفا واحدا . ثم وضع يده على صدرى و دعا اللّه لى أن يملأ قلبى علما و فهما و حكما و نورا . فقلت : يا نبى اللّه - بأبى أنت و أمّى - منذ دعوت اللّه لى بما دعوت ، لم أنس شيئا ، و لم يفتنى شيئ لم أكتبه . أفتتخوّف علىّ النسيان فيما بعد ؟ فقال : لا ، لست أتخوّف عليك النسيان و الجهل . . . » « 3 » . پيامبر چيزى از حلال و حرام يا امر و نهى در گذشته و آينده كه خدا به او آموخته بود با كتابى كه پيش از او بر كسى نازل شده بود فروگذار نكرد و همه را به من آموخت و من به ياد سپردم و حرفى از آن را از ياد نبردم . آنگاه دست خود را بر سينه من نهاد و از خدا خواست تا سينهء مرا پر از دانش و فهم و حكمت و نور گرداند . پس گفتم : اى پيامبر خدا - پدر و مادرم فدايت باد - از آن هنگام كه از خداوند آن درخواست را نمودى ، هيچ چيزى را فراموش نكردم و هيچ
هامش
( 1 ) . از احاديث متواتره است كه علّامهء مجلسى يك باب را در بحار الانوار بدان اختصاص داده است ، ج 40 ص 127 - 200 ( 2 ) . المعيار و الموازنة - اسكافى - ص 301 ( 3 ) . كافى شريف ج 1 ص 64