مدينه بنشيند و براى مردم فتوى دهد ، زيرا دوست دارد كه در ميان پيروان اهل بيت كسانى مانند أبان باشند كه به خوبى بتوانند مرجعيّت فتوايى مردم را بر عهده گيرند .
همچنين راجع به يونس بن عبد الرحمان ، على بن حديد ، زكريّا بن آدم ، محمد بن مسلم ثقفى ، زرارة بن اعين ، ابو بصير ليث مرادى ، بريد بن معاويهء عجلى و . . .
دستور مراجعهء به آنان داده شده و از آنان با عنوان « أمناء على حلال اللّه و حرامه » ياد فرمودهاند . و نيز دربارهء آنان آمده :
« لو لا هؤلاء لاندرس الدين » « 1 » .
اگر آنان نبودند ، شريعت فرو مىپاشيد .
اين همه كنايه از آن است كه اين بزرگواران با فهم و درايت سرشار خود ، گفتارها و گفتوشنودهاى أئمهء اطهار عليهم السّلام را كه به صورت پراكنده و در موارد مختلف ايراد شده بود ، جمعآورى كرده ، جمع و تفريق و معادلهء كامل آنها را بدست آورده ، ضوابط و قواعد شريعت را بر آن اساس تنظيم نمودهاند و آن را از تشتّت و پراكندگى درآورده و نظم و ترتيب منسجمى و ساختار شكوهمندى از شريعت ارائه نمودهاند
لذا ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
« لو لا زرارة و نظراؤ ، لظننت أنّ أحاديث أبى ستذهب » « 2 » .
و اين ، خود مىرساند كه اين فرزانگان ، داراى قدرت اجتهادى نيرومند و در سطحى بالا از فقاهت بودند و پيوسته اينگونه فرهيختگان ، مرجعيّت امّت را در تمامى ابعاد شريعت تشكيل مىدهند .
خلاصه آنكه جمع و تفريق و ايجاد معادله ميان كلمات و گفتارهاى معصومين عليهم السّلام ، كارى تخصّصى و فوق العاده دقيق است كه شايستگى چنين كارى را اجتهاد و فقاهت مىگويند و همين قدرت اجتهاد ، صلاحيّت مرجعيّت را ايجاب مىكند و اين شيوه ( سيرهء مستمره ) پيوسته ادامه دارد و مورد رضايت و خوشنودى أئمهء اطهار عليهم السّلام قرار گرفته است .
توقيع شريف : « و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا . . » « 3 » - كه در رابطه با دوران غيبت آمده - اشاره به ادامهء همين شيوهء مرضيّه است كه همچنان مرجعيّت
هامش
( 1 ) . رجوع شود به وسائل ج 27 ص 144 باب 11 ابواب صفات القاضى .
( 2 ) . وسائل ج 27 ص 142 رقم 16 .
( 3 ) . وسائل ج 27 ص 140 رقم 9 .