الناس بهذا الأمر أقواهم عليه و أعلمهم بأمرالله فيه » ( 1 ) . و همين آيه يكى از عمده ترين دلائل امامت كبرى محسوب مىشود ، كه در رابطه با مسائل ولايت غيبت نيز جارى است .
« الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلى الظلمات » ( 2 ) .
پيوسته جبههء باطل در مقابل جبههء حق ، صف آرايى مىكند ، جبهه حق مردم را به روشناييهاى زندگى هدايت مىكند و جبههء باطل بسوى تيرگيها .
آرى ، مردانى كه در راستاى حق ، و بر منهج شريعت قدم بر مى دارند ، داعيان سعادت در دنيا و آخرت اند ، ولى طاغوت ، پيروان خود را به وادى ظلمات فرا مى خواند .
آيات دربارهء صف آرايى دو جبههء حق و باطل و پيكار مستمر اين دو ، در راه بدست آوردن حاكميت بر زمين ، فراوان است كه به همين اندازه بسنده مىشود .
شواهدى از روايات
آنچه از روايات در اين زمينه آورده مىشود ، به عنوان شاهد قضيه است ، و گرنه مسألهء ولايت كه در امتداد امامت قرار گرفته ، مسأله اى كلامى است كه بر پايهء برهان و دليل عقل استوار است .
اينك براى نمونه به چند روايت اشاره مىشود :
1 - قال مولانا اميرالمؤمنين عليه السلام :
« إن أحق الناس بهذا الأمر ، أقواهم عليه و أعلمهم بأمرالله فيه » ( 3 ) .
« أحق » در اين خجسته كلام ، معيار شايستگى زعامت را مى رساند ، يعنى تنها كسانى شايسته مقام زعامت امت هستند كه داراى دو صفت ياد شده باشند .
همان گونه كه كلمهء « أحق » در آيهء :
« أفمن يهدى إلى الحق أن يتبع أم من لا يهدى إلا أن يهدى » نمى خواهد بگويد ، ديگرى نيز حق دارد ، ولى اين يك ، سزاوارتر و شايسته تر است ، بلكه مى خواهد
هامش
( 1 ) نهج البلاغة : 173 .
( 2 ) بقره 2 : 257 .
( 3 ) نهج البلاغة خطبه : 173 ص 247 .