پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نيز ، طبق همين اصل ، حق حاكميّت خود را نشأت گرفته از مقام نبوّت خويش مىديد :
« إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ »
« 1 » .
قرآن و شريعت را بر تو فرستاديم ، تا طبق ايين الهى در ميان مردم حكومت كنى .
حكومت در اينجا نيز ، صرف قضاوت نيست ، بكله قضاوت ، گوشهاى از آناست . و اساسا ، اگر دين بر جامعه حاكم نباشد ، قضاوت به حق امكانپذير نيست . به ؟ ؟ جهت آياتى كه در رابطه با قضاوت به حق يا به عدل آمده ، به دلالت اقتضا بر چيزى فراتر از قضاوت نظر دارند ، زيرا قضاوت به حق در سايهء حكومت طاغوت كه براساس ظلم و جور استوار است - امكانپذير نمىباشد . آيهء :
« وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ »
« 2 » به همين حقيقت اشارت دارد .
مردم و نهادهاى مردمى كه مىخواهند در راستاى حق قدم بردارند ، بايستى هيچگونه وابستگى با ستمكاران نداشته باشند ، زيرا همين وابستگر مايهء ذلّت و بدبختى خواهد گرديد و بزرگترين تكيهگاه - كه نصرت الهى است - بر اثر آن از دست خواهند داد .
پذيرفتن حاكم جائر و انتخاب و بيعت با وى ، اعتماد به ستمگر و پذيرش حاكميّت « طاغوت » به جاى حاكميّت « اللّه » است .
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً . وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً »
« 3 » .
اين آيه به خوبى روشن مىسازد كه وظيفهء آحاد مسلمين ، رويگردانى از حكومت طاغوت و روى آوردن به حكومت الهى است .
خداوند در اين آيه مىفرمايد : جاى بسى شگفتى است كه كسانى خود را
هامش
( 1 ) . النساء 4 : 105 .
( 2 ) . هود 11 : 113 .
( 3 ) . النساء 4 : 60 - 61 .