عدالت باشد و احكام اسلامى را بدون كموكاست اجرا نمايد و بدين جهت است كه افزون بر علم و اقتدار ، عدالت و تقوا نيز در مقام رهبرى شرط است .
او همچنين در مقابل ملّت نيز مسؤوليّت دارد و بايد جوابگوى نيازهاى عمومى باشد و در تأمين مصالح همگانى در همهء زمينهها بكوشد و اگر كوتاهى كند يا كوتاه آيد و نتواند از عهدهء آن برآيد ، از جانب مردم به وسيلهء خبرگان منتخب آنان بر كنار مىشود كه در اصل يكصدويازدهم قانون اساسى شرح آن آمده است .
امام امير مؤمنان عليه السّلام در رابطه با حقّ متقابل رهبر و مردم و مسؤليّتى كه در مقابل يكديگر دارند ، مىفرمايد :
« أيها النّاس إنّ لي عليكم حقّا ، و لكم علىّ حقّ . فأمّا حقّكم عليّ فانصيحة لكم ، و توفير فيئكم عليكم ، و تعليمكم كى لا تجهلوا . و تأديبكم كيما تعملوا . و أمّا حقّى عليكم فالوفاء بالبيعة ، و النصيحة فى المشهد و المغيب . و الإجابة حين أدعوكم . و الطاعة حين آمركم » « 1 » .
اى مردم ، همانگونه كه من بر شما حقى دارم ، شما نيز بر من حقى داريد .
حق شما بر من آن است كه هيچگاه از رهنمودهاى خالصانه دريغ نورزم و در تأمين رفاه زندگى شما بكوشم و در تربيت و تعليم همگانى كوتاهى نكنم .
امام عليه السّلام در اين سخن ، سه موضوع مهم را مطرح مىكند :
1 - رهنمودهاى خالصانه ، پدرانه و حكيمانه ، بدون جهتگيرى . كه همهء آحاد ملّت مدّنظر باشند .
2 - تأمين رفاه در زندگى در سطح عموم و ايجاد اشتغال و رونق دادن به كشت و كار و صنعت و تجارت و بالا بردن سطح درآمدها .
3 - تعليم و تربيت به صورت فراگير و فراهم نمودن امكانات پيشرفت بسوى مداجر عاليهء دانش و ايجاد پژوهشگاههاى علمى در تمامى زمينهها . البته اين با قطع نظر از ديگر وظايف نظام حكومت اسلامى از قبيل حراست از سرزمين اسلامى و ثروت ملّى و ارزشهاى دينى و فرهنگى و نيز بالا بردن توان سياسى و نظامى و اقتصادى كشور است كه در ديگر كلمات مولا امير مؤمنان عليه السّلام آمده است .
و اما حق رهبر بر ملّت ، يعنى مسؤوليّت امّت در مقابل دولت حاكم ، اين است كه
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : خطبه 34 ( صبحى صالح ) ص 79 .