و آيهء
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
« 1 » نيز اشاره به همين حقيقت است .
اكنون ، مورد خطاب در دستور
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
كدامين شخصيّت پيامبر اكرم است ، شخصيّت فردى او يا شخصيّت رسالى يا شخصيّت سياسى و مقام رهبرى او ؟
بدون شك ، شخصيّت سياسى او در اين آيه مورد خطاب قرار گرفته است ، زيرا مقصود از « امر » امور شخصى وى نيست و نيز در امر رسالت و شريعت با كسى مشورت نمىكند ، بلكه تنها امر زعامت است كه زمينه مشورت دارد و از همينرو تمامى مسؤولين سياسى و رهبران امّت مورد خطاب قرار گرفتهاند و اين دستور به پيامبر اكرم اختصاص ندارد .
دوم : ضمير « هم » اشاره به كيست ؟
بدون ترديد مرجع اين ضمير امّتاند ، به دليل صدر آيه :
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ . . . »
كه مدارا كردن با مردم و در همين راستا طرف مشورت قرار دادن آنان را دستور مىدهد .
البته چگونگى مشاورت با مردم در برنامههاى سياسى به موضوع مورد مشورت بستگى دارد و به اقتضاى هر موضوع يا به رأى عمومى گذاشته مىشود ، يا با نخبگان و نمايندگان مردم در ميان نهاده مىشود ، كه شرح آن خواهد آمد .
سوم : همانگونه كه روشن شد ، مقصود از « امر » شؤون سياسى و ادارى كشور و امّت است ، زيرا در امور شخصى ، مشاورت با عامّهء مردم مفهومى ندارد و در امر نبوّت نيز پيامبر تنها با وحى در ارتباط است و جائى براى مشورت در امور مربوط به پيامبرى نيست .
در نتيجه تمامى مسؤولين امر و دستاندركاران سياسى و ادارى در نظام اسلامى شرعا موظّفند تا در تمامى شؤون سياسى - ادارى ، در كنار مردم باشند و آنان را كاملا در جريان بگذارند و همواره رأى اعتماد مردم را پشتوانه اقدامات خود قرار دهند . و اين خود ، مجال دادن به مردم است تا پيوسته در صحنهء سياست حضور فعّال داشته باشند .
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب 33 : 6 .