تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
تكلّفات و پيمودن اين راه پر مشقّت نيست . زيرا كتاب و سنّت و سيرهء عقلا ، براى دلالت و اثبات آن كافى است .

بيعت در عصر غيبت

بيعت در دوران حضور ( عهد رسالت و حضور امامان معصوم ) تنها نقش يك وظيفه و تكليف شرعى در رابطه با فراهم ساختن امكانات لازم براى اولياى امور را ايفا مىكرد . و مقام ولايت و زعامت سياسى پيامبر و امامان معصوم ، از مقام نبوت و امامت آنان نشأت گرفته بود و بر مردم واجب بود تا امكانات لازم را براى آنان فراهم سازند ، تا بتوانند با نيروى مردمى ، مسؤوليّت اجراى عدالت را به بهترين شكل به انجام رسانند . و اگر مردم از اين وظيفه سرباز مىزدند ، هيچ‌گونه كاستى در مقام امامت و زعامت سياسى آنان وارد نمىساخت و در آن صورت مردم تمرّد كرده و از إطاعت اولى الأمر خويش تخلّف ورزيده بودند . ازاين‌رو شيعه همواره حاكمان وقت را غاصب دانسته ، امامان معصوم را اولياى خويش مىدانسته‌اند . بنابراين ، در عهد حضور ، بيعت ، نفيا و اثباتا در امامت و زعامت نقشى نداشته و تنها در ايجاد توان و قدرت اجرايى براى زعيم قانونى و شرعى نقش داشته است . ولى بيعت در عصر غيبت ، دو نقش را ايفا مىكند : يك : شناسائى واجدين شرائط لازم در سايهء رهنمود عقل و شرع . دو : انتخاب فرد اصلح و تعهد وفادارى نسبت به او و فراهم ساختن امكانات لازم براى ايجاد توان و قدرت اجرايى دولت حاكم . لذا بيعت در عصر غيبت نقش به فعليّت رساندن صلاحيّت رهبرى را ايفا مىكند . اوصاف ارائه شده از جنب شرع ، صلاحيّت داشتن رهبر را ايجاب مىكند و مردم با شناسايى واجدين اوصاف و بيعت با فرد أصلح ، اين صلاحيّت را به فعليّت مىرسانند . البته اين شناسايى و بيعت ، امضاى شارع را به دنبال دارد كه مشروعيّت ولايت فقيه از همين‌جا نشأت گرفته و به‌گونهء حدّ ميانهء انتصاب و انتخاب صورت مىگيرد . در توضيح اين مطلب يادآور مىشويم كه تعيين ولىّ امر ، از جانب شرع به دو گونه است :