لحظه مىداند كه در جهان چقدر از رحمها ، چه انسان ، چه حيوان و چه گياه ، بارور شده است .
آيهء
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها ؛
« و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [ اينكه ] آن را مىداند » نيز به همين معناست . فقط خداوند مىداند كه در هر لحظه چند برگ در تمام كرهء زمين از درختان بر زمين مىافتد . آيا انسان با همهء امكاناتى كه دارد ، مىتواند بداند كه در يك لحظه چند برگ در كل كرهء زمين از درختها مىافتد ؟ آيا انسان مىتواند پى برد كه در هر لحظه چه تعداد از انسانها ، حيوانها و گياهان بارور شده است ؟ اين علمى است فراگير كه تنها مخصوص خداوند مىباشد .
خداوند در جاى ديگر مىفرمايد :
اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ
« 1 » اين آيه نمىگويد كه خدا مىداند رحم به پسر بارور است يا دختر ، بلكه مىگويد : « خداوند حين انعقاد نطفه مىداند كه آن نطفه بارور مىشود يا فروكش مىكند » . انسان پس از گذشت زمان مىتواند بفهمد كه آيا نطفه بارور شده يا نه ، اما هنگام وارد شدن نطفه در رحم ، هيچ علمى نمىتواند به بارور شدن نطفه پى برد .
شبهه : آيا ائمه عليهم السّلام پيش از شهادتشان مىدانستند كه دشمنان مىخواهند آنها را شهيد كنند ؟ اگر مىدانستند چرا از آن جلوگيرى نمىكردند ؟
پاسخ : مقدمه : حقيقت علم - كه يك امر اضافى است - عبارت است از رفع حجاب يا عدم حجاب . هرگاه بين عالم و معلوم حجابى نباشد ، علم به دست مىآيد .
علم خداوند هم حضورى است هم محيط ؛ زيرا بين خدا و اشياء جهان هيچ حجابى وجود ندارد و همه چيز در محضر خداست . همچنين خدا محيط به اشياء است و همهء جهان در حيطهء علم او قرار دارد .
فرق علم انسان با علم خداوند در اين است كه علم خداوند حضورى و محيط
هامش
( 1 ) . رعد ، 8 .