تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرتو ولايت (فارسى) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
آن‌گونه كه در منابع صحيح و معتبر ذكر شده است ، عبد اللّه بن سبا سردستهء گروهى از شيفتگان مقام ولايت بود . آن‌ها - كه اهل يمن بودند - مىگفتند : « ما از حضرت على عليه السّلام شمهء الهى استشمام مىكنيم » ؛ نه اينكه معتقد به الوهيت حضرت على عليه السّلام باشند . آن‌ها در حقيقت مىخواستند به تجلى صفات جمال و جلال در على عليه السّلام اشاره كنند ؛ همان گونه كه شيعه ، امامان معصوم عليهم السّلام را تجلىگاه صفات جمال و جلال پروردگار مىداند . البته چون آن روز اين مسائل مورد تحليل فكرى و فلسفى قرار نگرفته بود ، آن‌ها نمىتوانستند اعتقادات خود را با بيانات لطيف و ظريف فلسفى امروزى مطرح كنند و مىگفتند : « على عليه السّلام شمهء خدايى دارد » . از آنجا كه حضرت على عليه السّلام راضى نبودند برخى از اسرار بازگو شود ، از آن‌ها خواستند كه اين سخنان را بر زبان نياورند ؛ چرا كه ظرفيت انسان‌ها با يكديگر تفاوت داشت و هركسى توانايى پذيرش اين معارف را نداشت . ابن عباس پا در ميان گذاشت و گفت : « اى امير مؤمنان ، اين‌ها عظمت شما را لمس كرده‌اند ، اما ظرفيت تحليل آن را ندارند و سخن خود را به درستى نمىتوانند بازگو كنند . شما بر سخنانشان خرده نگيريد » . اما چون آن‌ها از سخنان خود دست برنداشتند ، حضرت امير عليه السّلام آن‌ها را به حيره تبعيد كردند تا در ميان مردم كوفه - كه از همهء اقوام بودند - اين سخنان پخش نشود .

آيه‌هايى در زمينهء علم غيب

1 .
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 1 » ؛ « و مخازن غيب تنها نزد او است و جز او [ كسى ] آن را نمىداند ، و آنچه در خشكى و درياست مىداند ، و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [ اينكه ] آن را مىداند و هيچ
هامش
( 1 ) . انعام ، 59 .