تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرتو ولايت (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
است ، اما علم انسان حصولى و محدود مىباشد . انسان نمىتواند به حقايق اشياء علم پيدا كند ، بلكه ابتدا شيئى را در خارج مىبيند ، سپس صورت آن شىء در نفسش نقش مىبندد و به آن عالم شود . بنابراين حصول علم در انسان به فعاليت نفس نياز دارد ؛ به عبارت ديگر : علم براى انسان حاصل نمىشود مگر آن‌كه « توجه نفس » وجود داشته باشد . اگر نفس انسان متوجه چيزى نباشد ، نمىتواند آن را ببيند ، هرچند بين آن شىء و چشم حجابى نباشد . هنگامى كه براى مرتب كردن موهايمان آينه‌اى جلومان مىگيريم ، معمولا توجهى به چارچوب آينه نداريم . اگر از ما بپرسند كه چارچوب آينه فلزى بود يا چوبى ، در پاسخ مىگوييم : « نديدم » . سبب اين نديدن ، عدم توجه نفس به چارچوب است ، هرچند چارچوب جلوى چشممان بوده است . امامان معصوم عليهم السّلام مانند همهء انسان‌ها ، محدود هستند و براى به دست آوردن علم ، نياز به توجه نفس دارند ؛ ازاين‌رو اگر بخواهند چيزى را بدانند ، بايد ابتدا نفسشان متوجه آن شود . امام حسن عليه السّلام هنگامى كه كوزهء مسموم را برداشت تا بنوشد ، اگر در نفسش خطور مىكرد كه آيا اين آب مسموم است يا خير ، مىتوانست به آن پى ببرد ، اما اگر فقط به رفع تشنگى توجه داشته باشد ، ديگر به مسموميت آب توجهى ندارد . اگر امام بخواهد چيزى را بداند ، خداوند از او دريغ نمىكند و علم آن را به او مىدهد ؛ اما خود امام نيز بايد توجه نفس داشته باشد . امام صادق عليه السّلام مىگويند : « إذا أراد الإمام أن يعلم شيئا أعلمه اللّه ذلك » « 1 » ؛ « اگر امام بخواهد چيزى را بداند ، خداوند او را از آن باخبر مىكند » . البته بايد به اين نكته توجه داشت كه خود امامان معصوم عليهم السّلام دانستن چيزى را كه مصلحت نباشد ، درخواست نمىكنند .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 258 .