عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
« 1 » . اين آيه مىگويد :
« خداوند عالم غيب است و گوشهاى از علم غيبش را به كسانى كه مورد رضايت او باشند ، عنايت مىكند » .
بنابراين هرچند علم غيب مخصوص ذات حق تعالى است ، اما خداوند ممكن است از باب عنايت ، گوشههايى از علم غيبش را به بندگان شايسته ارزانى كند .
معمر بن عبد اللّه به امام باقر عليه السّلام گفت : « اى كاش شما علم غيب مىدانستيد ! » امام در پاسخ به او گفتند : « گاهى بر ما [ باب معرفت ] گشوده مىشود و همه چيز را مىبينيم و گاهى بسته مىشود و چيزى نمىبينيم » « 2 » .
علم غيب را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد :
1 . ذاتى : مخصوص پروردگار است .
2 . اعطايى : مخصوص بندگان شايستهاى است كه خداوند ، طبق مصلحت به آنها اعطا مىكند . شيعه معتقد است كه ائمهء اطهار عليهم السّلام - كه از برترين بندگان شايستهء خدا هستند - داراى علم غيب اعطايى هستند . برخى اين اعتقاد شيعه را غلوآميز مىدانند « 3 » ؛ حالآنكه به تصريح قرآن ، خداوند علم غيب را به بندگان شايستهاش اعطا مىكند .
شيعه از ابتدا نسبت به امامان معصوم عليهم السّلام عقيدهء ويژهاى داشت و اين سروران را در كمالات نفسى و معنوى سرآمد دانسته ، در برابر آنها نهايت تعظيم را مىكرد .
عبد اللّه بن سبا سردستهء گروهى بود كه براى حضرت على عليه السّلام عظمت ويژهاى قائل بودند و مجذوب شخصيت ايشان شده بودند . افسانههاى بسيارى دربارهء اين شخص گفته شده است ؛ مانند اينكه گفتهاند : « وى ادعاى الوهيت امير مؤمنان عليه السّلام را مىكرد و به همين جهت حضرت ، او و گروهش را در آتش سوزاند » .
هامش
( 1 ) . جن ، 26 و 27 .
( 2 ) . بحار ، ج 26 ، ص 96 .
( 3 ) . غلو ، نسبت دادن يكى از صفتهاى مختص خداوند به يكى از بندگان خداست .