داشتند كه مبادا تصرف ناروايى در آن أموال بشود ودربارهء رعايت حال أيتام كوتاه آيند . لذا يكى از راههاى چارهسازى ازدواج با همسران شهيدان بود ، كه در آن صورت ، أموال بازمانده حالت اشتراك در مصرف پيدا كرده ورضايت صاحبان مال ، خود به خود جلب مىگرديد . يكى از أسباب جواز تعدّد زوجات همين أمر است كه يك ضرورت وچارهجويى اجتماعي است . هم فرزندان خردسال شهيدان تحت حمايت وعنايت بيشترى قرار مىگيرند وهم شبههء تصرّف در أموال أيتام مرتفع مىشود . علاوة كه جلوى فسادهايى كه ممكن است از بىشوهر ماندن بيوههاى جوان پيش آيد گرفته مىشود .
البتة اينها مسايلى است كه قايلين به تحريف درك نكرده وچشم بسته به هر خار وخسكى چنگ زدهاند .
حاجى نوري ، براي آن كه ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى ( متوفاى 328 ) را از قايلين به تحريف معرفى كند ، روايات وارده در كتاب شريف كافى را يادآور مىشود وبراي نمونه يكى از أبواب أصول كافى را ارائه مىدهد تا ثابت كند مرحوم كلينى قايل به تحريف قرآن است واختصاص يك باب از كتاب به اين امر را دليل بر مدعاى خود گرفته است « 1 » . ما اكنون آن باب را با تمام رواياتش - كه شش روايت است - مىآوريم تا صحت وسقم اين نسبت كاملا روشن شود .
مرحوم كلينى آن باب را با اين عنوان مطرح كرده است :
« باب أنّه لم يجمع القرآن كلّه الّا الأئمّة عليهم السّلام وأنّهم يعلمون علمه كلّه ؛ قرآن را كسى جز أئمة عليهم السّلام جمع نكرده است وآنانند كه تمامى علوم قرآن را مىدانند » .
روشن است كه مقصود ، جمع كردن تمامى تفسير وتأويل قرآن است ؛ زيرا قسمت دوم عبارت فوق ، قسمت أول را توضيح مىدهد : وآنانند كه تمامى علوم قرآن را مىدانند . اين همان معناى جمع كردن تمامى قرآن است . سپس رواياتى را آورده است كه عبارتند از :
حديث أول : « ما ادّعى أحد من الناس أنّه جمع القرآن كلّه كما انزل إلّا كذّاب وما جمعه وحفظه كما نزّله اللّه تعالى إلّا علي بن أبي طالب والأئمة من بعده صلوات اللّه
هامش
( 1 ) ر . ك : فصل الخطاب ، مقدمهء سوم ، ص 25 .