نقل مىكند كه از أمير مؤمنان عليه السّلام پرسيده شد كه تناسب ميان صدر وذيل اين آية چيست
« وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ
« 1 » ؛ واگر در اجراى عدالت دربارهء أموال يتيمان [ كه نزد شما سپرده شده ] بيمناكيد ، پس هرچه از زنان كه شما را پسند افتاد ، دو يا سه يا چهار به همسرى اختيار كنيد » . آنگاه حضرت فرموده باشند كه بيش از يك سوم قرآن از اين آية افتاده است « 2 » ورواياتى از اين قبيل كه در ذيل استدلالات حاجى نوري مىآوريم .
اكنون به بررسى اين روايت كه عمده شاهد سيّد وديگران ( كساني كه بىانديشه قايل به تحريف شدهاند ) است مىپردازيم ، تا ارزش اينگونه روايات روشن شود :
أولا : كتاب احتجاج منسوب به طبرسى ، به طور كلى روايات آن فاقد سند است .
ثانيا : مؤلّف اين كتاب تاكنون مجهولالهويّه وناشناخته است ومشخص نيست كدام طبرسى ، زيرا طبرسى معرّب « تفرشى » كسى است كه از أهل تفرش باشد .
اكنون كدام يك از تفرشيان اين كتاب را نوشته معلوم نيست . برخى گمان بردهاند كه صاحب « مجمع البيان » يا فرزند يا نوهء أو است . ولى مگر مىشود منسوب بودن به يك شهرستان ، كه افراد آن از شمارش بيرون است ، موجب شود تا آنان را يكى بدانيم ! ثالثا : متن روايت مشوّش وقابل پذيرش نيست ، زيرا اسقاط بيش از يك سوم قرآن يعنى بيش از دو هزار آية « 3 » از وسط يك آية را افاده مىكند ! چگونه ممكن است تصور كنيم كه دو هزار آية در متن يك آية جاى داشته است ؟ ! رابعا : تناسب ميان صدر وذيل آية - با مراجعه به شأن نزول وأقوال مفسرين - روشن است ، زيرا مسلمانان در صدر اسلام كه همواره در جنگ با كفار ومشركين بودند وسربازان شهيد كه بيشتر جوان بودند ، از خود فرزندان خردسال واموالى باقي مىگذارند ، همچنين همسران بيوه وجوان از آنان باقي مىماند . پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله سرپرستى أيتام وأموال آنان را به افراد متعهد واگذار مىكرد ، اينان بيم آن
هامش
( 1 ) نساء 4 : 3 .
( 2 ) رسالهء « منبع الحياة » سيد جزايرى چاپ بغداد ، ص 70 - 68 وچاپ بيروت ، ص 69 - 66 .
( 3 ) زيرا مجموع آيات قرآن اكنون 6236 آية است .