بنابراين امكان ندارد آنچه راويان در اين باره از مسموعات خود به صورت غير متواتر روايت كردهاند بپذيريم ؛ زيرا راوي واحد هر چند راستگو باشد اگر آنچه نقل كرده ، با عنوان قرآني نقل كرده باشد ، قطعا خطا كرده است واگر با غير اين عنوان باشد مردود است ؛ زيرا يا روايتي است كه از پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله شنيده است يا نظر شخصي خود اوست كه هرگز به عنوان آيات قرآني حجيّت شرعي نخواهد داشت » « 1 » .
سيد مجاهد طباطبايى در كتاب « وسائل الأصول » ، محقق أردبيل در كتاب « شرح الارشاد » وسيد محمد جواد عاملي در كتاب « مفتاح الكرامة » نيز همينگونه استدلال كردهاند « 2 » .
3 . مسألهء اعجاز قرآن
يكى ديگر از مسائلي كه با شبههء تحريف در تضادّ است وبا آن منافاة دارد يا روشنتر بگوييم آن را قاطعانه نفى مىكند ، مسألهء اعجاز قرآن است . علما مسألهء اعجاز را بزرگترين دليل بر ردّ شبههء تحريف دانستهاند ؛ زيرا احتمال زيادت ، همان گونه كه برخى از خوارج گفتهاند كه سورهء يوسف تماما بر قرآن افزوده شده است ، چون يك سرگذشت عاشقانه است وجايى در قرآن ندارد يا كاستن ، آن گونه كه صحابي بزرگوار عبد اللّه بن مسعود گمان برده است كه دو سورهء معوّذتان دو دعاى مبطلالسحرند وجزء قرآن نيستند ، دربارهء قرآن به كلى منتفى است ؛ زيرا لازمهء افزودن امكان همآوردى با قرآن است وآيا بشر را ياراى آن هست كه همانند قرآن بياورد ، به گونهاى كه هرگز با آن تفاوتى از جهت فصاحت وبلاغت وبيان ومحتوا نداشته باشد ؟ هرگز ! خداوند در قرآن فرموده است :
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 3 » ؛ بگو اگر انسانها وپريان [ جن ] اتفاق كنند كه همانند اين قرآن
هامش
( 1 ) بروجردي ، البرهان ؛ ص 111 .
( 2 ) ر . ك : صيانة القرآن من التحريف ؛ ص 39 - 38 .
( 3 ) اسراء 17 : 88 .