تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
قرآن نام بسيارى از منافقين بوده وافتاده است . چگونه ممكن است باور كرد در حالي كه پيامبر صلّى اللّه عليه وآله با حكمت واخلاق كريمانهء خود هرگز به آنان تصريح نمىكردند وبا آنان همانند ديگر مسلمانان رفتار مىكردند . . . . . . جاى شگفتى است ، كساني كه باور دارند أحاديث وارده از پيامبر أكرم تاكنون محفوظ وسالم مانده است واستدلال مىكنند كه اين كلمات پيوسته بر زبان‌ها جارى ودر كتب ، ثبت وضبط شده ودر طول بيش از هزار سال به سلامت باقي مانده است ؛ گويند اگر گزندى بر آن‌ها وارد مىشد ، مسلّما بر ملا مىگرديد ، ولى اين باور را دربارهء قرآن ندارند ومىگويند بر آن نقيصه وارد شده ودر طول تاريخ مخفى مانده است با آن كه عنايت به قرآن بيش از أحاديث بوده وهست وبيشتر بر زبان‌ها جريان دارد وثبت وضبط آن استوارتر بوده وهست » « 1 » .

2 . ضرورت تواتر قرآن

يكى از دلايل مهم دفع شبههء تحريف ، مسألهء ضرورت تواتر قرآن است . شرط پذيرفتن قرآن ، چه در كلّ وچه در بعض ، متواتر بودن آن است . قرآن در هر حرف وهر كلمه وحتى در حركات وسكنات نيز بايد متواتر باشد ؛ يعنى همگان ( جمهور مسلمين ) آن را دست به دست وسينه به سينه ، به طور همگانى نقل كرده باشند . ازاين‌رو ، آنچه در زمينهء تحريف گفته‌اند كه فلان كلمه يا فلان جمله از قرآن بوده ، چون با نقل آحاد روايت شده قابل قبول نيست وطبق أصل « لزوم تواتر قرآن » مردود شمرده مىشود واين أصل يكى از مسايل ضروري اسلام ومورد اتفاق علماست وأساسا خبر واحد در مسايل أصولي وكلامي فاقد اعتبار است وصرفا در مسايل فرعى وعملي اعتبار دارد . علّامهء حلّى ، در زمينهء نفى تحريف مىنويسد : « اتّفاق علما بر آن است كه هر چه از قرآن متواترا به ما رسيده است حجّت ودر غير اين صورت فاقد اعتبار است ؛ زيرا قرآن سند نبوّت ومعجزهء جاويد اسلام است ، لذا تا به سر حدّ تواتر نرسد ، نمىتواند نسبت به صحّت نبوّت يقين‌آور باشد ؛
هامش
( 1 ) شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ، كشف الغطاء ، كتاب القرآن ، كتاب الصلاة ، مبحث 7 و 8 ، ص 299 - 298 وهمو ؛ الحق المبين ؛ ص 11 .