بوده است . مسلّما توجّه به قرآن نسبت به موارد مذكور همواره بيشتر وداعيه بر حفظ وحراست آن افزونتر بوده است ؛ زيرا قرآن معجزهء اسلام ودليل صدق نبوّت است ونيز منبع ومأخذ همهء معارف ديني واحكام شريعت است . دانشمندان علوم اسلامى پيوسته سعى در حفظ وحراست آن داشتهاند تا آنجا كه تمام جزئيات آن مورد بررسى دقيق بوده است ، مانند اعراب وقرائت وحتى عدد حروف وكلمات وآيات آن . پس چگونه مىشود با وجود اين همه عنايت وضبط وحراست شديد كه بر آن بوده وهست ؛ در قرآن تغييرى ايجاد شود وكاستن وافزودنى تحقق يابد . . .
. . . يقين به جزئيّات قرآن واجزاء وابعاض آن مانند يقين به تمام وكلّ قرآن است وهمانند ديگر كتب معروف جهان ؛ مانند كتاب سيبويه ومزنى ، ضرورت دارد هر عالمي بدان آگاه باشد ؛ زيرا عنايت دانشمندان ودانشوران به اين دو كتاب موجب گشته است كه علاوة بر كلّ اين كتابها جزئيّات آنها نيز مورد نظر ودقّت قرار گيرد تا آنجا كه اگر كسى خواسته باشد از آنها چيزى كم كند يا چيزى بر آنها بيفزايد ، آن قسمت مورد شناسايى قرار مىگيرد ومشخّص مىشود كه از أصل كتاب نيست وبر آن افزوده شده است . . .
بخوبى روشن است كه اينگونه عنايت نسبت به قرآن ، بيشتر وبهتر از عنايت به كتاب سيبويه ومزنى وديوانهاى شعري انجام مىگرفته است « 1 » » .
شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء نيز به همين رويّه استدلال كرده است :
« روايات نقيصه ( كم شدن قرآن ) به روشنى مردود شناخته شده است وظاهر آن أصلا مورد قبول نمىتواند باشد . بهويژه رواياتى كه ثلث ( بيش از دو هزار آيهء ) قرآن يا بسيارى از آن را افتاده پنداشته است ؛ زيرا اگر چنين اتفاقي رخ داده بود بايد شهرت همگانى مىيافت ، چون انگيزه بر آن بسيار است وهمواره دشمنان اسلام آن را دستآويز قرار مىدادند وبزرگترين طعن بر قرآن كريم تلقى مىكردند . . . چگونه ممكن است چنين شده باشد ، در حالي كه مسلمانان فوقالعاده در حفاظت وحراست وضبط آيات وحروف آن كوشا بودهاند ؟ در برخى روايات آمده كه در
هامش
( 1 ) ر . ك : تفسير طبرسى ، ج 1 ، مقدمه ، فن خامس ، ص 15 .