تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
5 . تبديل كلمات : يعنى لفظي را از قرآن برداشتن ومرادف آن را جايگزين كردن . گويند عبد اللّه بن مسعود تعويض كلمات را جايز مىدانست به شرط آن كه به أصل معنا صدمه وارد نكند . لذا كلمه‌هاى سخت ودشوار قرآن را به كلمات سهل وآسان‌تر مبدّل مىكرد . 6 . افزودن بر قرآن : از ابن مسعود روايت شده است كه برخى كلمات را به عنوان تفسير در خلال آية مىآورد تا مراد آية را روشن‌تر سازد ، چنان‌كه در آيهء تبليغ ، جملهء « إنّ عليا مولى المؤمنين » را زياد نموده وآية را چنين مىخواند :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
- إن عليا مولى المؤمنين -
وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
« 1 » ونيز عجارده ( برخى از خوارج كه اتباع ابن عجردند ) گمان داشتند كه سورهء يوسف در قرآن افزوده شده است « 2 » . 7 . كاستن از قرآن : برخى گمان برده‌اند قرآن بيش‌ازاندازهء موجود بوده است واز روى سهو واشتباه ويا عمدا از آن كاسته شده است . بيشتر بحث پيرامون مسألهء تحريف در همين‌جاست . آيا از قرآن چيزى كم شده است يا نه ؟ به دليل برخى روايات أهل سنت - كه « حشويه » « 3 » آن را روايت كرده‌اند - ونيز رواياتى از شيعه - كه « اخباريون » « 4 » به آن دامن زده‌اند - مسألهء كاستن از قرآن مطرح شده است ؛ ولى اين موضوع مورد اجماع أمت است كه هرگز بر قرآن چيزى افزوده نشده است .
هامش
( 1 ) مائده 5 : 67 . ( 2 ) عبد الكريم شهرستانى ، الملل والنحل ، ج 1 ، ص 128 . ( 3 ) از اين جهت حشويّه ناميده شدند كه هر چه از أحاديث به دست مىآوردند در درون انبان‌هاى خود مىريختند . حشو يعنى درون . ابن جوزي مىگويد : « شيوهء آنان چنين بود كه أحاديث خود را رواج دهند گرچه انباشته از بيهوده‌ها باشد واين كار ايشان بسيار قبيح مىنمود ؛ زيرا پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله فرموده است : « هركس حديثي از من نقل كند كه مىداند دروغ است ، پس أو خود يك دروغ‌پرداز است » ( الموضوعات ؛ ج 1 ، ص 240 ) . ( 4 ) اخباريون در گذشته به كساني گفته مىشد كه بيشتر به جمع اخبار تاريخي مىپرداختند ، ولى از سدهء يازدهم تاكنون به آن دسته از محدثين گفته مىشود كه در جمع روايات كمال تساهل را به خرج داده‌اند ، رطب ويابس را در هم مىريزند واز هركس هر چيزى را روايت مىكنند ( ر . ك : صيانة القرآن من التحريف ، ص 109 وص 157 به بعد ) .