شعلهور مىشوند ودر حال سوختن يك خطّ نوري ممتدّ به دنبال خود ترسيم مىكنند وبه سرعت محو ونابود مىشوند كه به نام شهابسنگ شناخته شدهاند .
برخى از اين سنگپرتابها آن اندازه بزرگاند ، كه از لايهء هوايى گذشته ، مقدارى از آن به صورت سنگهاى سوخته با صداى هولناكى به زمين أصابت مىكند .
اين خود از آثار رحمت الهى است كه ساكنان زمين را از آسيب پرتابهاى آسمانى فراوان در أمان داشته وپوششى بس ضخيم آنان را از گزند آفات گرداگردشان محفوظ داشته است كه اگر چنين نبود ، امكان حيات بر روى كرهء زمين ميسّر نبود . علاوة در مورد پوشش أطراف زمين وجود لايهء ازن از اهميت بالايى برخوردار است . اين لايه كه در اثر رعد وبرق به وجود مىآيد ، زمين را در برابر پرتوهاى مضرّ كيهانى محافظت مىكند . اگر اين لايه نبود حيات روى زمين ممكن نمىشد . كه تفصيل آن در جاى خود آورده شده است . پس همواره بايد گفت :
« سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ »
« 1 » .
3 . اعجاز تشريعي
انسان همواره پرسشهايى دربارهء هستى وراز آفرينش با خود داشته وپيوسته در تلاش بوده است تا پاسخهاى قانعكنندهاى براي آن بيابد ؛ سؤالهايى از قبيل آن كه از كجا آمده چرا آمده وبه كجا مىرود ؟ كوششهاى أو براي يافتن پاسخهايى در اين زمينه ، مجموعه مسايل فلسفي را تشكيل مىدهد كه هدف آنها پى بردن به راز هستى است . ولى آيا اين كوششها به پاسخ قانع كنندهاى رسيده است وتمامى جوانب اين پرسشها روشن شده است ، يا آن كه زواياى تاريك همچنان در مسايل ومباحث انجامشده وجود دارد ؟ در اين باره قرآن مىفرمايد :
« وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 2 » ؛ هر آن چه از دانش به دست آوردهايد اندكى بيش نيست » .
دين ، آنگونه كه قرآن عرضه كرده ، پاسخ تمامى اين مسايل را به گونهء كافى وشافى داده است . با تعمّق در آن چه قرآن عرضه كرده ، انحراف انديشهها تعديل مىشود وراههاى نيمه رفته تكميل مىگردد .
« يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
هامش
( 1 ) زخرف 34 : 13 .
( 2 ) اسراء 17 : 85 .