آيات آن رعايت شده مورد توجّه قرار دهد ، خواهد يافت كه قرآن همان گونه كه از لحاظ فصاحت ألفاظ وشرف وبلنداى معاني معجز است ، بر حسب ترتيب ونظم آيات آن نيز معجز است . وشايد كساني كه اعجاز قرآن را بر حسب أسلوب گفتهاند همين را خواستهاند . ولى - متأسفانه - مىبينم كه بيشتر مفسرين از اين نكته غفلت ورزيدهاند وبدان توجّهى ننمودهاند » .
آنگاه گفتهء شاعر را يادآور مىشود :
« والنجم تستصغر الأبصار رؤيته * والذنب للطرف لا للنجم في الصغر ؛
ستارگان را گرچه ديدگان ما كوچك مىبيند ، گناه از ديدگان است نه در ستارگان كه كوچك مىنمايند » .
تذكّر لازم : برخى علاوة بر تناسب آيات ، مسألهء تناسب سورهها را نيز مطرح ساخته وخواستهاند ترتيب موجود ميان سورهها را توقيفى بدانند . بلكه برخى از اين فراتر رفته آن را حكمت بالغهء الهى گرفته ، شاهدي بر اعجاز قرآن در ترتيب سورهها دانستهاند « 1 » . برهان الدين بقاعى ( متوفاى 885 ) تفسير گستردهاى دارد به نام « نظم الدرر في تناسب الآيات والسور » كه به افراط در اين زمينه سخن گفته واز حدّ اعتدال بيرون رفته است . مطلب را از آنجا شروع مىكند كه تناسب ميان « استعاذه » و « بسملة » در آن است كه « استعاذه » با حرف « الف » شروع مىشود واشاره به ابتداى آفرينش است ؛ ولى « بسملة » با حرف « باء » كه حرف « شفوى » است شروع وبا حرف « ميم » ختم مىشود كه اشاره به « معاد » است . پس استعاذه وبسملة مبدأ ومعاد را فرا گرفتهاند . به علاوة ، يك تناسب دورانى ميان آخر قرآن ( كه به دو سورهء معوّذتين ختم مىشود ) وابتداى قرآن كه با « استعاذه » شروع مىشود ، قايل شده ، كه هرگاه كسى بخواهد در تلاوت قرآن ، آخر آن را به أول آن وصل كند ، اين تناسب رعايت شده است « 2 » . آنگاه در بيان پيوستگى سورهها به يكديگر سخنان بسيارى گفته كه عموما فاقد دليل وتعجب برانگيز است .
شگفتآورتر ، معاصر وى جلال الدين سيوطى ، با آن ذكاوت وتيزنظرى - با
هامش
( 1 ) محمد تقي شريعتي ؛ تفسير نوين ؛ ص 20 - 19 .
( 2 ) بقاعى ؛ نظم الدرر ؛ ج 1 ، ص 22 وص 15 .