تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
براي اين گفته‌هاست . ابن الاعرابى گفته است « 1 » : « عرب به هنگام سواركارى يا نشستن در حياط وخيلى مواقع ديگر ، به آواز ركبانى « 2 » تغنّى مىكرد . وقتي قرآن نازل شد ، پيامبر صلّى اللّه عليه وآله خوش داشت كه عرب‌ها به جاى تغنّى به آواز ركبانى ، هجّيراء « 3 » وآوازشان با قرآن باشد » « 4 » . زمخشري نيز گفته است : « عرب عادت داشت كه در همهء أحوال - چه هنگام سواركارى وچه در حال لميدن ويا نشستن در حياط خانه‌ها وغيره - به آواز وزمزمهء ركبانى تغنّى كند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله وقتي مبعوث شد ، بر اين حال برآمد تا آواز وزمزمهء آنان با قرآن باشد . پس بدان فرمان داد ؛ يعنى فرمود : « هركس قرآن را جايگزين ركبانى نكند وآن را زمزمهء زير لب وتغنّى با آواز خوش قرار ندهد ، از ما نيست » « 5 » . فيروزآبادى گفته است : « غنّاه الشعر وغنّى به تغنية : تغنّى به » . يعنى شعر را به آواز خواند وآن را تغنّى كرد . شاعر گفته است :
« تغنّ بالشّعر إمّا كنت قائله * إنّ الغناء بهذا الشعر مضمار » « 6 »
« زبيدى » ضمن آنكه نقل اين گفته را به پيامبر صلّى اللّه عليه وآله منسوب داشته گفته است : « خداوند به هيچ‌كس چون پيامبر گرامى اجازه نداده است كه با قرآن آشكارا تغنّى كند » . « ازهرى » گفته است : « عبد الملك البغوي » به نقل از ربيع وأو به نقل از شافعي به من اطلاع داد كه معناى تغنّى « خواندن قرآن با صداى محزون ورقيق است » « 7 » . أو حديث ديگرى را نيز به شهادت مىگيرد كه مىگويد : « زيّنوا القرآن بأصواتكم » .
هامش
( 1 ) « أبو عبد اللّه محمد بن زياد كوفي » يكى از زبان‌دانان مشهور عرب است كه در محضر درس أو مردمان بسيار حاضر مىشدند . أو در سخندانى وشناخت لفظ ناآشنا از همه سر بود ، تا جايى كه مىگويند بر « أبو عبيده » و « اصمعى » برترى داشته است . أو در رجب سال 150 هجرى زاده شد ودر شعبان 231 از دنيا رفت ( قمى ، الكنى والألقاب ، ج 1 ، ص 215 ) . ( 2 ) ركبانى : خواندن سرود با كش وقوس دادن وزير وبم صدا . ( 3 ) هجّيراء : زمزمه وطنين آواز وترانه . ( 4 ) نهايهء ابن أثير ؛ ج 3 ، ص 391 . ( 5 ) الفائق ؛ ج 2 ، ص 36 ( رثث ) . ( 6 ) ابن منظور گفته است : « منظور شاعر تغنى بوده واسم را ( غناء ) به جاى مصدر آورده است » . ( 7 ) لسان العرب ؛ ج 15 ، ص 136 ، « تحسين القراءة وترقيقها » آمده است .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 393 | الشيخ محمد هادي معرفة