تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
ونه ياوه‌دار ، نه سستى ونه غلظت ، نه تنافرى در حروف وآواها . بدين سان كلام قرآن نه به دشخوارى سخن بدويان ونه به نرمى كلام شهريان است ؛ بلكه آميزه‌اى است از هر دو ، صلابت اوّلى را دارد ولطافت دومى را ؛ گويى شيرهء جان دو زبان است ونتيجهء آميختگى دو گويش . آرى قرآن چنين جامهء تازه وزيبايى به تن دارد واين پيوسته نيز در حكم صدفى است كه در جان خود گوهرهاى گران‌بها نهفته است ومرواريدهاى ارزش‌مند را در آغوش مىگيرد . پس اگر زيبايى پوسته تو را از گنجينهء پنهان درونش بازندارد وتازگى وشادابى ، پردهء راز نهفته در ماوراى خود را بر تو حايل نشود وتو پوسته را از مغز كنار بزنى وصدف را از مرواريد جدا بنهى واز نظم وآرايش ألفاظ به شكوه معاني برسى ، مايه‌اى شگفت‌تر وشكوهمندتر بر تو متجلي مىشود ومعنايى بديع‌تر مىيابى . آنجا ، روح وكنه قرآن است ؛ شعله‌اى است كه موسى را به درخت آتش در بقعهء مباركه در كرانهء وادى أيمن كشانيد وآنجاست كه نسيم روح قدسي مىفرمايد :
« إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
« 1 » . سيد قطب دربارهء نظم‌آهنگ قرآن مىگويد : « چنين نوايى در نتيجهء نظام‌مندى ويژه وهماهنگى حروف در يك كلمه ونيز هم‌سازى ألفاظ در يك فاصله پديد آمده واز اين جهت قرآن ، هم ويژگى نثر وهم خصوصيات شعر را توأما دارد ؛ با اين برترى كه معاني وبيان در قرآن ، آن را از قيد وبندهاى قافيه وأفاعيل بىنياز ساخته وآزادى كامل بيان را ميسّر ساخته است . در همين حال از خصوصيّات شعر ، موسيقى درونى آن را گرفته وفاصله‌هايى كه نوعي وزن را پديد مىآورند . اين خصوصيّات ، قرآن را از أفاعيل وقوافى بىنياز ساخته ودر عين حال شؤون نظم ونثر ، هر دو را داراست . در هنگام تلاوت قرآن ، آهنگ درونى آن كاملا حسّ مىشود . اين آهنگ در سوره‌هاى كوتاه ، با فاصله‌هاى نزديكش وبه طور كلى در تصويرها وترسيم‌ها بيشتر نمايان است ودر سوره‌هاى بلند كمتر امّا همواره نظام آهنگ آن ملحوظ است . براي مثال در سورهء نجم مىخوانيم :
هامش
( 1 ) قصص 28 : 30 . ر . ك : أستاذ درّاز ؛ النبأ العظيم ؛ ص 99 - 94 .