وپسند شنوندگان قرار گيرد ، با آنكه از شيوههاى سخن متعارف آنان بيرون است .
شگفتآورتر آنكه از تمامى محاسن شيوههاى كلامي متعارف بهره گرفته باشد ، بىآنكه از معايب آنها چيزى در آن يافت شود .
در گذشته أشارت رفت كه شيوههاى سهگانهء متعارف ( شعر ونثر وسجع ) هريك محاسنى دارند ومعايبى . سبك قرآني ، جاذبيّت وظرافت شعر ، آزادى مطلق نثر ، حسن ولطافت سجع را دارا است ، بىآنكه در تنگناى قافيه ووزن دچار گردد ، يا پراكندهگويى كند يا تكلّف وتحمّل دشوارى به خود راه دهد . همين امر مايهء حيرت سخندانان عرب گرديد وخود را در مقابل سخنى يافتند كه شگفتآفرين است ودر عين غرابت وتازگى ، جاذبيّت وظرافت خاصّى دارد كه در هيچيك از أنواع كلام متعارف آنان يافت نمىشود .
امام كاشف الغطاء - فقيه ودانشمند أديب معروف - در اين باره مىگويد : « تلك صورة نظمه العجيب وأسلوبه الغريب ، المخالف لأساليب كلام العرب ومناهج نظمها ونثرها ، ولم يوجد قبله ولا بعده نظير ، ولا استطاع أحد مماثلة شيء منه ، بل حارث فيه عقولهم ، وتدلّهت دونه أحلامهم ، ولم يهتدوا إلى مثله في جنس كلامهم من نثر أو نظم أو سجع أو رجز وأو شعر . . . هكذا اعترف له أفذاذ العرب وفصحاؤهم الأوّلون « 1 » ؛ چنان است صورت نظم عجيب وأسلوب غريب ( شيوه وسبك تازهء ) قرآن ، كه بر خلاف سبك وشيوههاى كلام عرب وروش نظم ونثر آنان بود . نه پيش از آن ونه پس از آن نظيري ندارد وكسى را ياراى همآوردى با آن نباشد . بلكه در حيرت شدند وانديشهشان فروافتاد وندانستند چگونه با أو مقابله كنند ، چه در نثر وچه در نظم وچه در سجع يا رجز وشعر كه سخن متداول آنان بود . . . اينچنين زبدگان عرب وفصحاى اولين آنان در مقابل قرآن به زانو درآمدند » .
بزرگمرد عرب ويگانه فرزانهء آن عصر به ناچار اعتراف نمود : « يا عجبا لما يقول ابن أبي كبشة ، فو اللّه ما هو بشعر ولا بسحر ولا بهذي جنون . وإنّ قوله لمن كلام اللّه « 2 » ؛ آنچه محمد صلّى اللّه عليه وآله مىگويد مايهء شگفتى است ، به خدا سوگند سخن أو نه شعر است
هامش
( 1 ) شيخ محمد حسين كاشف الغطاء ؛ الدين والاسلام ؛ ج 2 ، ص 107 .
( 2 ) ر . ك : تفسير ابن جرير طبري - جامع البيان - ج 29 ، ص 98 .