خاصّه ، از دقّت بيان ورموز به كار رفته بهره مىگيرند .
ابن رشد اندلسى - فيلسوف ودانشمند معروف - در كتاب پرارج خود « الكشف عن مناهج الأدلة » « 1 » كه در همين زمينه نوشته ، در اين باره مثال روشنى آورده ، گويد :
« قرآن براي شناسايى ذات حقتعالى ، تشبيه به نور كرده
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ »
« 2 » كه جهانتاب وفراگير است ودرخشش ونمود هر چيز به وسيلهء آن مىباشد . همين اندازه تشبيه براي شناسايى ذات حقتعالى وجايگاه أو در جهان هستى ، براي عامّهء مردم كفايت مىكند وآنان را قانع مىسازد . ولى در عين حال ، اين تشبيه آنقدر دقيق وروشنگر ذات حقتعالى است ، كه در راستاى تشبيه غير محسوس به محسوسات ، شيواترين ودقيقترين تشبيه به شمار مىرود ؛ تشبيهى كه نمايانگر تمام عيار ويژگىهاى ذات حقّ تعالى مىباشد .
ذات حق ، واجب الوجود ووجود أو ذاتي واز حقيقت ذات أو برخاسته است وهستى همهء موجودات از أو است . كنه ذاتش در غايت خفاء واز همه پنهان است ، در عين حالي كه هستى أو ووجودش در نهايت ظهور وبر همه آشكار مىباشد .
مفهومه من أعرف الأشياء * وكنهه في غاية الخفاء
در عالم محسوس اگر خواسته باشيم چيزى را بيابيم كه عين اين ويژگىها را دارا باشد ، جز نور ، نمىتوان مثالي آورد . پرتو آن سراسر موجودات را فرا گرفته وهمهء اشيا را نمود داده ونمود هر چيز به نور است ، ولى نمود نور ، ذاتي واز خود آن مىباشد . كنه وحقيقت نور ، ناشناخته است ، ولى درخشش وآثار وجودي آن بر همه آشكار وپيدا است . هر حكيم فرزانهاى اگر خواسته باشد براي شناساندن ذات حق مثالي بياورد ، از اين تشبيه قرآني بهتر نخواهد آورد » .
7 . اخبار غيبى كه در قرآن آمده وگوشهاى از اعجاز قرآن را تشكيل مىدهد ، بر سهگونهء زماني ( گذشته ، حال وآينده ) است :
الف - خبر از گذشته ؛ سرگذشت انبياى سلف وامّتهاى گوناگون كه در بستر زمان بودهاند . سرگذشت آنان كموبيش در كتابهاى پيشين آمده وبر سر زبانها متداول بوده ، ولى كاملا آلوده وتحريفشده وافسانهوار است .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 93 - 92 .
( 2 ) نور 24 : 35 .