تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
شبهات منكرين وتشكيك معاندين روبه‌رو مىشدند كه براي رفع شبهه ودفع تشكيك ، ارائهء معجزه ضرورت مىيافت وگرنه در رويارويى با پاك‌انديشان روشن ضمير ، نيازى به معجزه نبوده بلكه همان ارائهء حق ، بزرگ‌ترين شاهد صدق آنان محسوب مىگرديد . ازاين‌رو معجزه همچون شمشير براي شكستن سدهاى ايجاد شده در سر راه پيشرفت دعوت حقّ به كار رفته است . شمشير براي زدودن موانع خارجي است كه دشمن از روى عجز ونداشتن منطق صحيح به وجود مىآورد ودر صدد ايجاد محاصره يا ريشه‌كن كردن بنياد حق بر مىآيد ومعجزه براي درهم فروريختن تمامى شبهاتى بوده كه دشمنان - به گمان خود - از آن حصارى به وجود آورده بودند . پس كاربرد معجزه وشمشير أساسا براي ارائهء دعوت واثبات حقانيّت آن نبوده ، بلكه در رتبهء دوم وهنگام برخورد با موانع از آن‌ها استفاده شده است . لذا هر دو ، وسيلهء دفاعى بشمار مىروند نه وسيلهء تبليغى محض .

تشخيص اعجاز

معجزه بايد به گونه‌اى انجام گيرد تا كارشناسان همان دوره به خوبى تشخيص دهند كه آنچه ارائه شده به درستى نشانهء ماوراى جهان طبيعت وبيرون از توان بشريّت است وهيچ‌گونه ظاهرسازى ورويه‌كارى در كار نيست « 1 » واين واقعيّت بايد براي هميشه محفوظ بماند . لذا أنبيا كارهايى انجام دادند كه از توان ماهرترين كارشناسان آن دوره بيرون بوده تا اين كه بخوبى اين تشخيص صورت گيرد وبراي هميشه اين برترى وتفوّق روشن باشد . از همين رو معجزهء اسلام قرآن است كه با شيواترين سبك ورساترين بيان و
هامش
( 1 ) البتة اين بدين معنا نيست كه اين تشخيص مخصوص همان دوره باشد ، زيرا ضرورت دارد كه در طول تاريخ روشن باشد آنچه بر دست أنبيا انجام گرفته از توان بشريت به طور مطلق خارج است وبا فعل وارادهء ما فوق الطبيعة انجام گرفته واگر فرضا امروزه ثابت گردد كه آنچه در آن روزگار انجام گرفته از ابزارى استفاده شده كه كاملا طبيعي ولى از ديد كارشناسان آن روزگار پوشيده بوده است . لازمه‌اش آن خواهد بود كه « العياذ باللّه » أنبيا نيرنگ‌باز ماهرى بوده‌اند ودر رسالت الهى دروغ گفته‌اند . چنين احتمالي هرگز دربارهء انبياى عظام نشايد وساحت قدس ايشان از هرگونه دغل‌بازى وتزوير به دور است .