هنگام فرعون از وحشت آن را سحر خوانده در صدد مقابله برآمد « 1 » .
در سورهء إبراهيم به طور عموم تقاضاى معجزه را از جانب كساني يادآور شده كه حالت انكار داشتهاند ، همان گونه كه دربارهء پيامبر اسلام يادآور شديم . حضرت موسى عليه السّلام آنجا كه با قوم خود ونافرمانىهايى كه مىكردند روبرو شد به آنان يادآور مىشود :
« أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ ، لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ . جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ وَقالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ ، وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ . قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى . قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ . قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ، وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ . وَما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدانا سُبُلَنا . . .
« 2 » ؛ آيا سرگذشت پيشينيان را نشنيدهايد كه پيامبرانشان با دلايلى روشن آمدند ، ولى آنان از روى تمسخر خندهوار دست بر دهان نهاده « 3 » وگفتند : ما به آنچه آوردهايد باور نداريم ودر شك وترديد مىباشيم . پيامبران به آنان گفتند : مگر دربارهء صانع متعال جاى شكى وجود دارد ؟ أو شما را مىخواند تا مورد مهر خود قرار دهد وفرصتى است كه در اختيار شما قرار داده است . گفتند : شما همانند ما بشر هستيد ومىخواهيد ما را از آنچه پدرانمان مىپرستيدند بازداريد ، پس دليل قوى وروشن ارائه دهيد كه پيامبريد . پيامبران به ايشان گفتند آرى ما بشرى بيش نيستيم واز خود مايهاى نداريم . خداى بر ما منّت نهاده واگر أو بخواهد هرآينه معجزهاى كه نشانگر صحت گفتار ما باشد ، ارائه خواهيم داد وبه خدا پناه مىبريم كه راه را به ما نشان داده است » .
شواهد بر اين واقعيت بسيار است كه ارائه معجزه هنگامى بوده كه أنبيا عليهم السّلام با
هامش
( 1 ) ر . ك : سورهء شعراء آيات ( 34 - 16 ) وسورهء أعراف آيات ( 110 - 103 ) .
( 2 ) إبراهيم 14 : 12 - 9 .
( 3 ) اين حالتي است كه براي تمسخر انجام مىدهند ، مانند آنكه خندهشان گرفته دست بر دهن مىنهند .