عَلى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ
« 1 » ؛ آيا نمىبينى كسى را كه خواستههاى نفساني خود را خداى خود قرار داده وازاينرو ، خداوند با علم به اين جهت ، أو را به خود واگذار كرده وبر گوش ودلش مهر زده است » .
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ
« 2 »
»
.
« بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ
« 3 »
»
؛ يعنى اينان پس از ايمان آوردن ظاهري كه براي فريب دادن مؤمنان بوده است ، كفر ورزيدند تا بدين سبب مواضع مؤمنين را متزلزل سازند . ازاينرو بر دلهاىشان مهر دلمردگان زده شد .
« كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
« 4 » ؛ اين چنين است كه خداوند بر دل هر خودخواه سركشى مهر [ شقاوت ] مىنهد » . ازاينرو ، از زبان خود آنان اين حقيقت تلخ را حكايت مىكند وخود اعتراف دارند كه زمينهء حق ستيزى را خود فرآهم ساختهاند :
« كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . بَشِيراً وَنَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ وَقالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَفِي آذانِنا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنا وَبَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ
« 5 » ؛ [ اين قرآن ] كتابي است كه بيانات آن به طور روشن وبه زبان عربى [ آشكار ] براي گروهى كه مىدانند [ وچندان نادان نيستند كه چيزى نفهمند ] نويددهنده وبيمدهنده است . و [ لي ] بيشتر آنان روىگردان شدند ، ازاينرو نشنيده گرفتند . وگفتند : دلهاى ما از آنچه ما را به سوى آن مىخوانى در پوشش است ودر گوشهاى ما نيز سنگينى وجود دارد [ كه جلوى شنوايى ما را گرفته است ] وميان ما وتو حجاب وحايلى وجود دارد [ نه تو را مىبينيم ونه گفتههاى تو را مىشنويم ] پس تو كار خود گير وما كار خود گيريم » .
پر روشن است كه اينگونه برخورد واينگونه گفتار ، از لجاجت وعناد مفرط حكايت دارد وتمامى اين تعابير ، تمثيل واستعارهاى بيش نيست . لذا خداوند آنان را نكوهش مىكند كه از روى حق ستيزى چنين گفتارى مىگويند
« وَقالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ .
هامش
( 1 ) جاثيه 45 : 23 .
( 2 ) منافقون 63 : 3 .
( 3 ) نساء 4 : 155 .
( 4 ) غافر 40 : 35 .
( 5 ) فصّلت 41 : 5 - 3 .